ضرورت تغییر فرهنگ عمومی در راستای مقاوم سازی اقتصاد

ضرورت تغییر فرهنگ عمومی در راستای مقاوم سازی اقتصاد

گروه فرهنگی:اقتصاد در آموزه های وحیانی اسلام به عنوان زیربنا یا رو بنا مطرح نیست؛ زیرا انسان در جهان مادی دنیوی، دارای نیازهای متضاد و متقابل دوگانه ای است که نمی توان هیچ یک را کم اهمیت تر از آن دیگری دانست. انسان ترکیبی از روان و تن است؛ هر چند که روان پیش ازورود در کالبد تن همان جان و روح مجرد از هرگونه ماده است؛ ولی قرار گرفتن روح در جسم موجب می شود تا روان و نفسی شکل گیرد که خصوصیات برزخی دارد و میان مجرد و ماده است. این گونه است که روان آدمی همان گونه که به حوزه مجرد گرایش دارد به حوزه مادیات نیز گرایش دارد. این گرایش دو سویه است که آدمی را در میان دو قطب متقابل مادی و مجرد قرار می دهد. از نظر آموزه های اسلامی، انسان به عنوان یک مرکب از روح و جسم لازم است تا به هر دو نیازهای معنوی و مادی خود پاسخ دهد و هرگونه نادیده گرفتن و عدم پاسخ گویی به این نیازها موجب می شود تا انسان مسیر شدن کمالی و تعالی خود را نتواند بپیماید. قرار گرفتن روح و جان در تن و ماده موجب شده تا نیازهای مادی نخستین دغدغه آدمی شود. از این روست که انسان به عنوان یک حیوان غذایی از آب و نان می خواهد.
همچنین اسلام به گرایش فطری و غریزی بشر به اجتماع توجه دارد؛ زیرا به دلایل چندی نمی تواند به تنهایی زندگی کند؛ زیرا نیازهای عاطفی و احساسی انسان از یک سو و نیازهای جسمی و جنسی از سوی دیگر او را به سوی دیگری می کشاند تا اجتماعی را شکل بخشد.
شعار امسال، باز هم اقتصاد مقاومتی است. شعاری که نشان دهنده اوج نارضایتی رهبر معظم انقلاب نسبت به ناکافی بودن اقداماتی است که در سال گذشته در راستای اقدام و عمل برای مقاومتی کردن اقتصاد صورت گرفته است.
واقعیت این است که برای سیاستگذاری مطلوب اقتصادی در راستای راهبردهای شناسایی شده، باید به عوامل متعددی توجه داشت.بنابراین اگر تنها همین چهار عامل را برای تحقق دکترین اقتصاد مقاومتی مدنظر قرار دهیم، خواهیم دید که تنها به صرف وعده دادن و برنامه ریزی های کوتاه مدت، نمی توان به اهداف سال دست یافت، مگر آنکه همه امکانات را برای تغییر این چهار متغیر اساسی در سیاستگذاری، بسیج کرد.
چنانکه اشاره شد، تحقق شعار امسال نیاز به تغییر فرهنگ عمومی در راستای مقاوم سازی اقتصاد دارد. تا زمانی که رسانه ها، سرشار از تبلیغات برندهای غیرایرانی باشند و جامعه به سمت استفاده از این برندها به جای استفاده از ظرفیت های ملی کشش داشته باشد، نمی توان چندان به مقاوم شدن اقتصاد امیدوار بود. تغییر فرهنگ عمومی اما کاری یکشبه و فرمایشی با نصیحت و توصیه های کلیشه ای نیست. تغییر فرهنگ، نیاز به سپردن امور تبلیغات عمومی به افرادی دارد که خود باور به استفاده از محصولات داخلی داشته باشند و در مقام عمل استفاده از کالای ساخت ایران به جای برندهای خارجی را به نمایش بگذارند. افرادی که حامیان آنها، خود مروج اقتصاد غیرمقاوم نباشند.
ساختار سیاسی در ایران نیز چندان برای مقاوم سازی اقتصاد آماده نیست. مشکل اصلی در این بخش، نفوذ گروه های مافیایی قاچاق و نیز رشد لابی گری و پارتی بازی در حوزه های اقتصادی است. ساختار سیاسی کشور نیاز دارد که فرمان اقتصاد را از اقتصاد دولتی به سوی اقتصاد مردمی چرخانده و اجازه دهد تا به جای رشد شرکت های خصولتی و استفاده بیش از اندازه از رانت دولت، کارآفرینان و تولیدکنندگان قطار توسعه را به پیش برانند. اصلاح این ساختار البته باز هم نیاز به نخبگان و برنامه ریزانی دارد که منافع مستقیمی از اقتصاد دولتی و رانتی نداشته و جیب خود را با حقوق های نجومی ناشی از دولتی بودن و نفتی بودن اقتصاد، پر نکرده باشند.
بی تردید اگر مسئولان کشور و نخبگان اثرگذار بر سیاستگذاری اقتصادی کشور ازجمله نخبگانی نباشند که قائل به اقتصاد مقاومتی و جهادی بوده و در این مسیر بکوشند، هیچ گاه مسیر سیاستگذاری ها به سوی مقاوم سازی اقتصاد پیش نخواهد رفت.
چنین است که با حضور نخبگانی بر اریکه قدرت که دغدغه سرمایه گذاری خارجی و تجارت آزاد و اقتصاد لیبرالی دارند، نمی توان امیدوار بود که چرخ اقتصاد و سیاستگذاری اقتصادی به سمت اقتصاد مقاوم و حمایت از تولید ملی و اشتغال مولد بچرخد.
افزون بر همه اینها، نهادهای دولتی و دستگاه های اجرایی کشور باید از توانایی لازم برای اجرای کامل سیاست های اقتصاد مقاومتی برخوردار بوده و به جای دست زدن به اقدامات مقطعی و کوتاه مدت، از فرصت کافی برای برنامه ریزی بلندمدت در این حوزه برخوردار باشند. یکی از اشکالات دستگاه بروکراسی ایران این است که نهادهای دولتی حسب منافع چهارساله دولتها برنامه ریزی کرده و در این بین گاه اهداف بلندمدتی مانند خروج از وابستگی به نفت یا افزایش ظرفیت های تولیدی کشور را از یاد می برند. بنابراین برای مقاوم سازی اقتصاد باید دولت و نهادهای دولتی را به سمت و سویی پیش برد که بیشتر منافع بلندمدت ملی مورد توجه سیاستگذاران قرار گیرد، نه ائامر فرمایشی برخی دولتمردان.
به این ترتیب با نگاهی به چهار شاخص عنوان شده، می توان دریافت که تحقق اهداف شعار امسال، نیاز به تغییرات اساسی در دولت و روی کار آمدن دولتی مقاومتی دارد که قدرت کافی برای اجرای مولفه های اقتصاد متکی بر درون را داشته باشد.
همان اندازه که اقتصاد مایه قوام جامعه است، چشم اسفندیار و پاشنه آشیل جامعه نیز است. به این معنا که جامعه از سوی این بخش همواره در معرض خطر انقراض و نابودی است؛ زیرا اگر جامعه ای نتواند به این هدف اصلی اجتماع پاسخ دهد، از درون دچار فروپاشی می شود. دشمنان هر جامعه بر آن هستند تا با ضربه زدن به اقتصاد، ستون فقرات جامعه را بشکنند و آن را متلاشی و نابود سازند.
اقتصاد مقاومتی به جامعه اسلامی کمک می کند تا ضمن تامین یکی از مهم ترین مولفه های جامعه یعنی آسایش و اقتصاد، اجازه ندهد تا دشمن از این چشم اسفندیار و نقطه ضعف جامعه استفاده کرده و با تیرهای زهرآگین تحریم و فشار، جامعه را فلج کند؛ زیرا اقتصاد مقاومتی جامعه را چنان مصون می دارد که این نقطه ضعف به یک نقطه تحرک و پرش برای جامعه مطرح شده و جامعه اسلامی را به عنوان یک الگوی برتر به جهانیان معرفی نماید؛ زیرا توده های مردمی که جز دنیا هدفی ندارند، به این نتیجه و باور می رسند که اگر دنیا بخواهند سبک زندگی اسلامی را در پیش گیرند.
اقتصاد مقاومتی به معنای اقتصادی که بر منابع انسانی و مالی و مادی داخلی جامعه تکیه کرده است و با عناصری از خلاقیت، باور و اعتماد، همه نیازهای خود را تولید و تامین می کند و مستقل و خودکفا از دیگران به راه رشد و شکوفایی خود ادامه می دهد، این امکان را به جامعه اسلامی می دهد تا همه فشارهای سلطه گران و مستکبران را تحمل کرده و آنها را پس زند.

نوشته شده توسط admin در سه شنبه, ۱۵ فروردین ۱۳۹۶ ساعت ۵:۳۳ ق.ظ

دیدگاه


5 − = چهار