شهرنشینی فرهنگی؛ شهروند روح شهر است

شهرنشینی فرهنگی؛ شهروند روح شهر است

علی رزم آرای
اشاره: در شماره‌های پیشین روزنامه آراز آذربایجان و در قالب نوشتارهای گوناگون پیرامون فرهنگ به مثابه یک دستگاه فکری و سازمانی برای شکل دادن به همه اعمال و رفتار یک مجموعه خاص یا عام انسانی، به تحلیل پرداخته شده است.
در نوشتارهای پیشین فرهنگ و توسعه و زیربنای آن را در یک جامعه انسانی بسته به نوع و ریشه تاریخی آن جامعه، بنا به نیازهای کنونی آن، وابسته به عملکردهای گوناگون رسانه‌ای و ترویجی دانسته بودیم. از آن جمله مطبوعات و ژورنالسیم بومی و منطقه را که پویایی و تاثیر‌گذاری آن منوط است به بازگشت به هویت فرهنگی ژورنالیسم با تأکید بر گستره و پهنای اقتصادی و اجتماعی آن، که این مهم نیز در خلال نوشتارهای پیشین به تفضیل و به قلم صاحب این نوشتار شرح شده است. رسانه ملی و شعبه پنجم آن هم در استان آذربایجان غربی و مرکز آن کلانشهر ارومیه به عنوان فراگیر‌ترین رسانه حال و حاضر کشور و مدعی بلا منازع فرهنگ‌سازی است که رصد فعالیت‌های آن و همچنین به شکل جانبی فعالیت صدا و رادیوی آن به شکل تحقیقی و استنادی از اهم واجبات بوده و تاکنون نیز موردی قابل توجه از این نوع رصد کردن و ارائه تحلیل جامع از عملکرد این رسانه در استان و کلانشهر ارومیه، در مطبوعات آن نیامده و منعکس نشده است. ارگان‌های دخیل نظیر شهرداری که بیشترین تعامل با موضوع فرهنگ به حوزه کار این سازمان بازمی‌گردد و جریان‌مندی فرهنگی به شکل عینی عقبه و زمینه فعالیت‌های این ارگان خدمت‌رسان شهری است که قرار است شهر را به کمک اهالی آن اداره کند و این تدبر جمعی و مردمی، نیاز مبرم به رابطه مستقیم فرهنگی با مردم و اهالی شهر دارد. در استان آذربایجان غربی و کلانشهر ارومیه، سازمان شهرداری هنوز در قامت یک سازمان فرهنگی ورزشی نتوانسته است برای توسعه فرهنگی و زمینه اصلی آن توسعه انسانی برای پیشبرد اهداف اصلی خود در اداره شهر و استان عرض اندام کند و هنوز با معاونت فرهنگی ورزشی خود دست به گریبان فعالیت‌های انجام نشده است. توسعه انسانی و توسعه فرهنگی که نتیجه و مکمل هم هستند فقط از راه ارتباط مستقیم با اهالی یک شهر و دخیل کردن آنان در اداره امور شهرشان میسر است به نحوی که آنان باور کنند که به عنوان صاحبان و اهالی شهر، چگونه بودن و چگونه شدن آنان در حرکت و توسعه شهرشان و تغییرپذیری مثبت و یا منفی آن مؤثر است. به کلام ساده بپذیرند شهر یعنی خود مردم و اهالی نه چیزی بیشتر و نه چیزی کمتر!؟ این عبارت ساده معنای ضمنی و عملی واژه شهروند است و وقتی اهالی یک شهر شهروند به شمار رفتند، دیگر شهر‌نشین و یا شهری شده نیستند بلکه خود شهر هستند به قامت انسان و افعال، گفتار و افکار انسانی! این در خصوص همه نوع فضای انسانی نظیر روستا و … هم صادق است.
فرهنگ شهرنشینی ازجمله فرهنگ¬های کهن است، زمانی که جوامع بدوی وارد مرحله نوینی از حیات خود شدند قوانین و هنجارهای جدیدی را شکل دادند که از این بین مهم‌ترین این تغییرات پذیرش نظم بود که در روابط اجتماعی افراد بروز پیدا کرد و عاملی شد برای اینکه افراد جامعه به طور منطقی و قانون‌مند زندگی کنند و به دنبال آن قانون و دولت و گسترش روابط اجتماعی شکل گرفت و به تدریج با گذشت زمان و بر حسب نیاز شهرها، قوانین و محاسبات اجتماعی، حقوق اساسی و حقوق شهروندی نیز به وجود آمدند و افرادی که از این قوانین سرپیچی می‌کردند از طرف مراجع مورد تعقیب و مجازات قرار می‌گرفتند. اگر منصفانه و با دیدی نقادانه به وضعیت موجود در شهرمان نظاره کنیم خواهیم دید که با فرهنگ صحیح و اصیل شهروندی فاصله زیادی داریم چرا که روزانه و در امورات مختلف روزمره به ویژه امور اجتماعی نابسامانی و ناهنجاری و اعمال به دور از فرهنگ شهروندی را شاهد هستیم.
پرتاب کردن زباله یا ته سیگار از داخل خودروها به خیابان، رد و بدل شدن حرف‌های رکیک و غیراخلاقی، مزه پرانی و خنک بازی در محافل عمومی از سوی برخی از اهالی شهر، گذاشتن زباله‌ها در یک ظرف روباز و بدون توجه به ساعت اعلام شده از طرف شهرداری – دیرتر یا زودتر- و حتی قرار دادن آن مقابل خانه‌ی همسایه و یا درست کردن تپه‌ای از زباله در سر کوچه‌ها و یا اراضی دور و بر محل سکونت خود و کشاندن گربه‌ها به محل، مزاحمت برای همسایه‌ها بدون در نظر گرفتن آداب همسایگی و ده‌ها رفتار و کردار غیراجتماعی دیگر که هر روزه از سوی برخی اهالی شهر سر می‌زند و ذکر آن در این نوشتار نمی‌گنجد، مواردی هستند که به وضوح آن‌ها را در طول ۲۴ ساعت در شهر و یا محل سکونت خود مشاهده می‌کنیم. شاید در این زمینه مقصر صددرصد مردم و شهروندان نباشند. اما جامعه‌شناسان از اینکه دولت‌مردان در طول سال‌های گذشته به هنجارها و مناسبات اجتماعی نسبت به مسایل سیاسی کمتر پرداخته و اهمیت داده‌اند انتقاد می‌کنند و معتقدند برقراری ارتباط مناسب بین شهروندان و دستگاه‌های اداره کننده لازمه داشتن جامعه و شهری سالم و شهروندانی قانونمند است. تبدیل شهرنشین به شهروند یکی از راه‌های حل بحران‌های شهری به ویژه در بخش‌های خدمات شهری است و این هدف که در اغلب موارد توسط مدیران شهر به فراموشی سپرده می‌شد امروز باید در رأس برنامه‌های مدیریت شهری قرار گیرد؛ محله محوری، توجه به مناطق حاشیه‌نشین شهر، توسعه خدمات و رفاه شهری، توجه به مسایل فرهنگی شهر همه و همه از مواردی است که مدیریت شهری باید نسبت به آن توجه جدی نشان دهند تا به هدف ایجاد تفاوت در دو نقش شهر‌نشین و شهروند و توسعه نقش شهروندی برسند. برای مثال در بزرگ شهر ارومیه، اعضای شورای شهر و شهردار باید رسالت عمده‌ی خود را گام برداشتن در حوزه فرهنگ‌سازی بدانند و وظیفه خود را تنها معطوف به جمع آوری زباله و آسفالت کردن معابر نکنند که در کنار این امورات، وظیفه اصلی آن‌ها ایجاد مراکز فرهنگی و آموزشی در جهت ارتقای فرهنگ شهروندی است. هویت شهری امروز، ما را متأثر از دلایل تاریخی، فرهنگی و اجتماع گذشته می‌داند و هویت شهری ما برگرفته از هویت شهروندان ماست و ابتدا باید از شهروندان، »خود هویتی« را تعریف کنیم تا بتوانیم بر مبنای آن هویت شهری را تعریف کنیم. بهترین تعریف برای اصطلاح »خود هویتی« توجه به نکات شهروندی است که در زیر می‌آیند:حرف خوب بزنیم و خوب حرف بزنیم! در صحبت‌ها و گفتگوها نه تنها از کلمات و عبارات زیبا استفاده نماییم، بلکه همان‌ها را نیز محترمانه بیان نماییم، در بیان لغاتی مانند: رفتگران به جای … یا ماشین نظافت به جای … پس یکدیگر را محترمانه مورد خطاب قرار دهیم! استفاده از پیشوندهایی چون : جناب آقای، سرکار خانم و… حتی برای فرزندانمان، به کارگیری لفظ آقا و خانم قبل و بعد از نام‌هایشان، این حرکت به فرزندانمان شخصیت و اعتماد به نفس خواهد داد، این احترام به فرزندان شاید حرکتی کوچک باشد، اما تاثیری فوق‌العاده به همراه دارد. امتحان کنید! در هر جایی به حقوق یکدیگر احترام بگذاریم! همه رنجیده‌ایم و خواهیم رنجید، از پایمال شدن حقوقمان در: صف‌های نان، شیر، خرید از فروشگاه¬ها، در سوار شدن به اتوبوس، تاکسی، وسایل نقلیه عمومی، در خارج شدن و وارد شدن به سینما، مدرسه، ورزشگاه‌ها، بیاییم یکدیگر را نرنجانیم! به یکدیگر کمک کنیم! به کودک یا پیرزنی برای عبور از عرض خیابان، به مادری برای حمل سبد خرید او، به …این کار بیش از هر کس خدا را خشنود خواهد کرد. مطمئن باشید! شاید در شرایطی که اقتصاد و امور مالی حرف نخست را در حیات کنونی انسان می‌زند کلیت این نوشتار محلی از اعراب نداشته باشد اما برای نیل به مقاصد اقتصادی و رفاه بیشتر و احقاق حق باید اول انسان منش بود تا نیازهای ما نیز صورت انسانی پیدا کند والا انسان بودن کجا و حیوانیت کجا!؟

نوشته شده توسط admin در سه شنبه, ۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۴:۰۶ ق.ظ

دیدگاه


سه × 7 =