گروه اجتماعي: تحولات اقتصادي و سياسي، به ويژه در زمينههاي تورم و تحريمها، به شدت بر زندگي روزمره اين قشر تأثير گذاشته و آنها را در شرايطي دشوار قرار داده و در اين حين، ناتواني در تأمين نيازهاي اساسي و کاهش کيفيت زندگي، به بحرانهاي رواني و اجتماعي دامن زده است.
فشارهاي اقتصادي و اجتماعي ناشي از تحولات ناگهاني، پيش و پس از جنگ باعث شده تا به تدريج از وسعت طبقه متوسط کمتر شده و بر ميزان طبقه فقير با شاخصها و استانداردهاي ملي – بينالمللي در کشور افزوده شود. اين طبقه که شامل گروههاي مختلفي از کارکنان، معلمان و کارمندان است، در حال حاضر با مشکلاتي نظير کاهش درآمد، ناپايداري شغلي و نابرابريهاي آموزشي دست و پنجه نرم ميکند.
تحولات اقتصادي و سياسي، به ويژه در زمينههاي تورم و تحريمها، به شدت بر زندگي روزمره اين قشر تأثير گذاشته و آنها را در شرايطي دشوار قرار داده و در اين حين، ناتواني در تأمين نيازهاي اساسي و کاهش کيفيت زندگي، به بحرانهاي رواني و اجتماعي دامن زده است. به باور کارشناسان؛ اين طبقه به عنوان موتور محرکه اقتصاد، در حال تبديل شدن به يکي از بزرگترين قربانيان سياستهاي اقتصادي است. به باور اين گروه از کارشناسان؛ از دست رفتن فرصتهاي شغلي و کاهش اميد به آينده، نه تنها بر زندگي فردي افراد تأثير ميگذارد، بلکه به انسجام اجتماعي و مشارکت مدني نيز آسيب ميزند.
کوچک شدن طبقه متوسط
مهدي طباطبايي کارشناس اقتصادي دراين باره گفت: طبقه متوسط ايران در مواجهه با موجهاي پيدرپي بحرانهاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي، متحمل فشاري سنگين شده که در نتيجه تحريمها که ميتوان از آن به عنوان جنگ خاموش، ياد کرد و در نتيجه آن، طبقه متوسط بهعنوان ستون فقرات توسعه، ثبات اجتماعي و محرک رشد اقتصادي، در حال فرورفتن در فشار تورمي، بيثباتي شغلي، فرسايش سرمايههاي مالي و رواني و مهاجرت رو به پايين به طبقه فرودست است.
او افزود: طبقه متوسط جامعه ايران در تعريف سنتي، شامل خانوادههايي است که از درآمدي نسبتاً پايدار برخوردارند، امکان تحصيل فرزندانشان را فراهم ميکنند، خدمات درماني مناسبي دريافت ميکنند و حداقلي از تفريح، سفر و رفاه نسبي در سبد زندگيشان وجود دارد.
اين طبقه که بخش زيادي از کارکنان دولت، معلمان، مهندسان، کارمندان شرکتهاي خصوصي، خبرنگاران، هنرمندان، خويشفرمايان خُرد و صاحبان کسب وکارهاي کوچک و... را دربرمي گيرد، اکنون با شرايطي مواجه است که جايگاه اقتصادياش را به شدت تهديد ميکند. اين کارشناس ادامه داد: بر اساس بررسيهاي صورت گرفته، فشارهاي اقتصادي برآمده از عواملي چون تورم بالا، کاهش مستمر ارزش پول ملي، تحريمهاي بينالمللي، سياستهاي انقباضي و ناکارآمدي ساختارهاي اقتصادي، اصليترين عامل تضعيف جايگاه طبقه متوسط بوده است. او ادامه داد: در ايران، برخلاف اين روند، اين طبقه خود به يکي از بزرگترين قربانيان سياستهاي اقتصادي تبديل شده است. صاحبان کسبوکارهاي کوچک، مشاغل آزاد، اصناف، فعالان بخش خدمات و حتي کارمندان ردهمياني دولت و شرکتهاي خصوصي، با فشار معيشتي فزايندهاي روبهرو هستند که نهتنها توان پسانداز و سرمايهگذاريشان را از بين برده، بلکه حتي توان خريد روزمره را نيز به چالش کشيده است.
تورم و طبقه متوسط
طباطبايي توضيح داد: يکي از اصليترين عوامل تأثيرگذار بر وضعيت طبقه متوسط، تورم افسارگسيخته و کاهش قدرت خريد است، در اين ميان، کاهش ارزش پول ملي باعث شده که هزينههاي کالاهاي اساسي، اجارهخانه، خدمات آموزشي و درماني، بهشدت افزايش يابد و درآمد ريالي اين طبقه ديگر پاسخگوي حداقلهاي يک زندگي معمولي نباشد، در حقيقت در اين حين خانوادههايي که پيشتر ميتوانستند سفر بروند، فرزندانشان را به کلاسهاي فوقبرنامه بفرستند يا دستکم بيمه درماني مناسب داشته باشند، حالا ناچارند ميان نيازهاي پايهايشان دست به انتخاب بزنند و انتخابي تلخ ميان کيفيت غذا، آموزش فرزندان، سلامت جسم و روان يا سرپناهي امن داشته باشند.
چشمانداز آينده
به گزارش آراز آذربايجان به نقل از سلامت نيوز،طباطبايي توضيح داد: در چنين شرايطي، مسأله نگرانکننده ديگر، عدم وجود چشمانداز مشخص براي بهبود وضعيت است. بازگشت طبقه متوسط به جايگاه قبلي خود، بدون تغييرات ساختاري در سياستهاي اقتصادي، بازگشت به تعامل با اقتصاد جهاني، کاهش تنشهاي سياسي، اصلاح نظام مالياتي، حمايت هدفمند از مشاغل کوچک و کنترل تورم، امکانپذير نيست. اما نبود اراده جدي براي انجام اين اصلاحات، موجب نااميدي بخش زيادي از اين طبقه شده است. بهعلاوه در اين وضعيت، طبقهاي از تازهثروتمندان، دلالان و رانتجويان در حال شکلگيري است که از فضاي بحرانزده اقتصادي، بيشترين بهره را بردهاند. بيآنکه نقشي مولد در اقتصاد ايفا کند.
رشد اين طبقه در کنار فروپاشي طبقه متوسط، موجب افزايش شکاف طبقاتي، بيعدالتي ساختاري و نارضايتي عمومي خواهد شد. هرچند، در سالهاي گذشته بارها از سوي مسئولان بر اهميت حفظ و تقويت طبقه متوسط تأکيد شده، اما در عمل، تصميمگيريهاي کلان نهتنها حمايتي از اين طبقه نکرده، بلکه بيشتر به زيان آن تمام شده است. از حذف يارانههاي پنهان و آزادسازي قيمتها گرفته تا کاهش حمايت از آموزش و درمان عمومي، همگي فشار بيشتري را بر اين قشر وارد کردهاند. اگر روند کنوني ادامه يابد و سياستهاي حاکم تغيير نکند، آنچه از طبقه متوسط باقي خواهد ماند، تنها خاطرهاي محو در حافظه يک جامعه پرالتهاب خواهد بود.


دانشگاهها و مدارس آذربایجان غربی ۱۹ آذر غیرحضوری است
قفل نقدينگي به نفع توليد و خانوار ميشکند
تورم 200 درصدي در يک سال
طرح ترافيکي زوج و فرد بخش مرکزي اروميه مکانيزه شد
آب بايد بهعنوان کالاي اقتصادي شناخته شود
فيلمسازي در حوزه ميراث فرهنگي خريدار ندارد
سکوت ترند سال نوجوانان
بازشناسي و تحليل فساد اداري- قانوني
تاثير چشمگير بارشهاي آذر ماه بر تقويت منابع آبي آذربايجانغربي
نبايد بودجه فرهنگي به بهانه نظارت بر هزينهکرد قرباني شود
