روزنامه_فروشی_های شهر مافیا نیستند

چه کسی است که نداند نشریه یک کالای فرهنگی است قیمت دارد محتوا دارد ، خدمات فنی و اجرایی بی شمار انجام شده و کلی زحمت برای تولید آن به مصرف رسیده است .اما واقعیت امر این است که نشریه را نمی توانیم به زور به مردم تحمیل کنیم .امروز مردم فهیم و فرهنگ دوست اگر از روزنامه فروش نشریه می خواهند غالبا با نام می خواهند مردم نشریات خوب و بد را می شناسند باید نشریه پاسخگوی ذوق و خواسته مردم باشد.
هر چند هر یک از کیوسک های مطبوعاتی در شهر ما به فراخور وسعت و اندازه ی در اختیار به نمایشگاه کوچکی از مطبوعات قابل تشبیه است اما این دلیل نمی شود مردم همه آنچه را به نمایش گذاشته شده را باید ابتیاع نموده و با خود ببرند.صرف نظر از قدرت خرید باز یادآور می_شویم که مردم در صورت امکان خرید آنچه دوست دارند می خرند.لذا روال معمول این بوده که نشریاتی که بیشتر فروش دارند و مردم زیاد می خواهند در کیوسک عموما در دسترس قرار می گیرد.می دانید هر نشریه که در کیوسک های مطبوعاتی عرضه می شود حساب دارد کتاب دارد برگشتی دارد و اگر فروش داشته باشد درصدی معین سود دارد و اگر فروش نداشته باشد سر تا پا ضرر است و سزاوار این است که کیوسک دار همه تمهیدات لازم را برای جمع آوری و برگشت نشریات فروش نرفته انجام بدهد این مقوله کار بی مزدی است که ای بسا و همواره ضرر و زیانی مضاعف بر صرف انرژی و وقت از روزنامه فروش طلب می نماید و اگر اجازه بدهید هر روزنامه فروش نیز بمانند سایر شهروندان و یا مثل شما برای تامین معاش هر روز در تلاش و تکاپو باشد و برای تداوم معاش و تلاش باید حساب سود و زیان را نیز داشته باشد و حق خواهید داد که روزنامه فروش پادوی هیچ کس و قشر و صنف نیست و ….
اما در این نمایشگاه های کوچک نشریاتی که فقر و فاقه از سر و روی شان می بارد و تیتر و متن شان چنگی به دل نمی زند یا بیشتر به آگهی نامه می مانند و از سر تا پای آن مطالب غیر مرتبط با نیازهای مشتریان می ریزد و در جمع نشریات و در کیوسک روزنامه فروشی زار می زنند و …. شما به کیوسک دار اجازه می دهید که برای رعایت خواسته مشتریان با آن مدارا نماید !؟بنابراین نشریه در نفس خود و به عنوان شناسه یک کالا بوده و برای اینکه ضرری بوجود نیاورد باید حفظ شود نشریه اگر در مقابل کیوسک گم و گور شود یا باد ببرد یا خیس شده و پلاسیده شود مطمئن هستید که در حساب و کتاب برگشتی ها مشکلی ایجاد نخواهد شد !؟این در حالی است که خیلی از نشریات بواسطه قطع یا نوع کاغذ باطله نیز به حساب نمی آیند تا یک چندم ضرر خود را جبران کنند و این یعنی قوز بالای قوز.در حال حاضر روزنامه فروش در کنار خیابان با چندین مشکل مواجه است .مشکلات آب و هوایی جای خود دارد.باد باران و برف جای خود.سرد و گرم ایام در زمستان و تابستان و کار در یک کیوسک فلزی بغایت کوچک که در زمستان بیشتر از بیرون سرد و در تابستان بیشتر از محیط بیرون گرم است باز جای خود دارد.خواسته ها و دستورات دفاتر فروش نشریات یکی از آنهاست و سبک و سلیقه هر کدام باز جای خود دارد اما واقعیت امر این است که میزان برگشتی ها خیلی بیشتر از میزان فروش نشریات است و این برگشتی ها هم در میزان درآمد روزنامه فروش ها تاثیر دارد و هم در افزایش کار برای برگشتی ها.در حال حاضر یکی از مشاغل سخت و زیان آور کار روزنامه فروشی است که مصداق سابق آن کار با اعمال شاقه است.اگر کار را تلاش غیرقابل تعطیل و مرخصی در زیر آفتاب سوزان تابستان و سرمای طاقت سوز زمستان فرض کنیم که روزنامه فروش فرصت دست شستن را ندارد!سر زدن به دفاتر فروش نشریات برای سهمیه بومیه یا حساب و کتاب و هکذا برگشتی ها اعمال شاقه است که به روزنامه فروش تحمیل می شود.درباره سود و درصد فروش نشریات و نامهربانی هایی که با کیوسکداران شده و می شود حرفی نمی_زنیم!اما باید دفاتر توزیع نشریات بدانند که با انبوهی از نشریات مواجه هستیم که انتقال آن به کیوسک جز عرض خود بردن و زحمت دادن به روزنامه فروش نیست چرا که فروشی حاصل نمی شود تا سودی حاصل شود.این در حالی است که سرپرستان و مسئولین توزیع هر کدام دوست دارند و تاکید دارند در پیشانی کیوسک جا خوش کنند!آن جبهه گیری در آن گزارش کذایی آراز آذربایجان که کیوسک داران شهر را نواخته و بجای نهادن مرهم بر دردها،بر زخم ها اضافه کرد.در عین حال که نمونه نشستن بر شاخه و بن_بریدن است دوری برخی از نشریات از مردم و از واقعیت ها را عرضه می دارد.کسی که با پشت پا زدن به اصول مسلم گزارش نویسی حتی حاضر نشده با یکی یا دو نفر از کسانیکه این همه درباره آنها قلم فرسایی کرده به گفت و گو بنشیند و دلیل بیاورد و بعد،آن همه دروغ و تهمت و افترا بنویسد او چگونه از حقوق سایر بخش های جامعه دفاع خواهد نمود و به گفته روزنامه نگاران در عمق تاریکی ها نور آگاهی خواهد تاباند!؟
امروز بعنوان عرضه کنندگان نشریات و با سابقه ده ها سال کار فروش نشریات یادآور می_شویم که دلیل این همه برگشتی در نشریات با بی توجهی و دوری از مردم و خواسته های مردم و نپرداختن به آرزوهای مردم و در مجموع کار غیر حرفه ایی در نشریات ارتباط نزدیک و تنگاتنگ دارد.نشریه ای که حداقل حاضر نیست حرمت کسانیکه بدست و همت آنها عرضه می_شود احترام بگذارد چگونه مدعی دفاع از حقوق مردم خواهد بود.چه می دانیم!؟
شاید مدیر مسئول محترم برخلاف وظیفه ذاتی و برای شانه خالی کردن و عدم مسئولیت پذیری آن را نخوانده به زیور چاپ آراسته بود.شاید آن برای محک زدن به جامعه زحمتکش روزنامه فروش شهر بود. نه شاید قحطی تیتر و مطلب از سر و کول آراز بالا می رفت و ….اما با توجه به آن دلنوشته باید یادآور شویم که عرضه مطبوعاتی توسط برخی از سوپر مارکت های شهر و به دفعات امتحان گردید.آنها زیر بار شرایط تحمیل شده به کیوسک ها نرفتند .
همه دست اندرکاران کار های فرهنگی امروز به نیکی می دانند که عرضه مطبوعات در مقایسه با هزینه های آن و به تنهایی سوده نیست اما ضررهای آن را می توان از فروش تنقلات جبران نمود.گارد بسته نشریات در توزیع و عرضه مطبوعات که می تواند علت های مختلف داشته باشد اما دود آن مستقیما به چشم روزنامه فروش می رود.هرگز از یاد نمی بریم که در گذشته رابطه کیوسک روزنامه فروشی را با روزنامه مانند رابطه شعبه نفت با وزارت نفت می دانستند.این پندار در سال های اخیر با کاهش درآمدهای دکه داران از محل فروش نشریات بیشتر نمایان شده چرا که نشریات به این مقوله همچنان بی توجه هستند .اما اینکه در حال حاضر شاهد عرضه نشریات در کیوسک های روزنامه فروشی هستیم دلیل سودآور بودن آنها برای بیشتر روزنامه فروشان نیست اما عاملی است که می تواند در جذب مشتری و رونق کار کیوسک موثر واقع شود از سوی دیگر یکی از دلایل محکم روند موجود اعتقاد کیوسک داران روزنامه فروش به استمرار کار فرهنگی است و اگر نویسنده آن دلنوشته در شهر بیشتر گشت می زد بالعینه می دید که بسیاری کیوسک_داران عطای فروش نشریات را به لقای مشکلات و کاستی ها و نارسایی های آن بخشیده اند.امروز ادعا داریم غالب کیوسک های شهر با تلاش سازمان میادین و شورای محترم شهر و شهردارعزیز ساماندهی شده اند هر چند استثنائات در همه صنوف و مشاغل و حرف وجود دارد .آیا عالم نشریات ما بری از این دست استثنائات است!؟
ما روزنامه فروشان شهرنه به خاطر یک یا چند نشریه و چه در گذشته و حال و آینده به عرضه نشریات بعنوان یک مسئولیت در تعالی فرهنگ اعتقاد داریم و به آن عمل می کنیم و دانسته پای ضرر و زیان آن نیز نشسته ایم همانگونه که در این چند سال بوده و هرگز با سنگ جفاکاران از ارایه خدمات به مردم و برای تعالی فکر مردم خسته نمی شویم.اما باید قبول داشته باشید که تحمل هم تمام نشدنی نیست والسلام.
انجمن صنفی صاحبان دکه های مطبوعات فروش شهرستان ارومیه
رونوشت جهت استحضار:۱-مدیر کل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی استان آ-غ ۲-شهردار محترم ارومیه ۳-ریاست محترم شورای اسلامی شهر ارومیه
توضیح آراز آذربایجان
به دنبال چاپ مطلبی تحت عنوان مافیا یا معضل؟که به نوعی تعریض به نحوه فروش و عرضه عموما مطبوعات و خصوصا محلی آذربایجان غربی توسط دبیر سرویس فرهنگی روزنامه که گرچه پاره ای از موارد به حق بود ولی روح حاکم بر مطلب می توانست طور دیگری تنظیم شود که متاسفانه نشده بود که فردای آن روز از کیوسک داران دلجوئی بعمل آمد.
متعاقب آن ۳ نفر از دکه داران به نمایندگی از سایرین در دفتر روزنامه حضور و به طرح مشکلات و نیز گلایه از نوع نگرش و نیز نگارش آن شدند که مورد پذیرش مدیر مسئول روزنامه واقع شد .مدیر مسئول روزنامه آراز آذربایجان ۲ راه را برای عزیزان پیشنهاد نمود:
۱-مراجعه به قوه قضائیه و طرح دعوی که حق مسلم همه آحاد مردم است
۲-ارسال جوابیه؛که در نهایت مقرر شد دوستان جوابیه ای طرح و در اولین شماره روزنامه انعکاس یابد.النهایه روز پنجشنبه ۹۲/۸/۳۰ جوابیه ای با تیتر »آراز آذربایجان دلیل بی توجهی مردم را جای دیگر جست و جو کند«!دوستان اصرار داشتند تیتر فوق که کلی گویی و نوعی اتهام بود برای جوابیه زده شود که به نوعی کج فهمی هم بود و غیر قابل اثبات چرا که در کجای مطلب مافیا یا معضل؟اشاره شده بود نشریه یا روزنامه یا ماهنامه و یا فلان مطبوعات با اقبال عمومی مواجه هست یا نیست؟نوع نگرش در مطلب مافیا یا معضل؟به نحوه عرضه و پاره ای از موارد که نمی خواهیم دنبال مطلب گرفته شود اشاره شده بود ضمن اینکه باید یادآور شویم عزیزان می توانند به سایت روزنامه مراجعه و راستی آزمایی نمایند که روزانه فقط سایت آن چند نفر بازدید کننده دارد؟علاوه بر آن از طرف »مردم«که جمع کثیری را شامل می شود و خود ملت است قضاوت کردن درست نیست ضمن احترام به جامعه کیوسک داران و پوزش مجدد از آنان و نیز تقدیر و تشکر از زحمات طاقت فرسای عزیزان عین جوابیه آن با حذف تیتر یاد شده به دلایل فوق به زیر چاپ می رود ضمن اینکه فقط جهت اطلاع ،هزینه های روزانه روزنامه آراز آذربایجان بالغ بر دوازده میلیون ریال می باشد و علیرغم افزایش ملزومات چاپ ،آراز آذربایجان از ابتدای روزنامه شدن قیمت ۲۰۰۰ ریال را افزایش نداده و واحد توزیع آن نیز پنجاه درصد فروش را باید به عرضه کنندگان محاسبه نماید.

نوشته شده توسط admin در شنبه, ۰۲ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۳۹ ق.ظ

دیدگاه


− 2 = هفت