رشادت‌هایی که به فراموشی سپرده شد

رشادت‌هایی که به فراموشی سپرده شد

قسمت آخر
گروه تاریخی:شکست نهایی ایران از روسها باعث شد رشادتها و بسیاری از پیروزیهای ایران از دیدگاه عموم مغفول بماند. نبرد ایران و روسها در دو جنگ حدود ۱۲ سال طول کشید و حدود۲۰۰۰۰۰نفر از سربازان شجاع کشور کشته شدند و تلفات روسها نیز کمتر از این نبود و این نشان از جدّی بودن نبرد بین طرفین داشت. این در حالی بود که جیره و مواجب سربازان باعث تزلزل در روحیه سربازان ایرانی می‌شد. اما با این وجود قاجارها و به خصوص شاه و شاهزاده عباس‌ میرزا در تلاش برای اعمال حاکمیت مجدد بر مناطق اشغالی روسها در گرجستان و قفقاز صادق بودند و نمی‌توانستند اشغال مناطقی را که مأمن تاریخی آنها بود تحمل نمایند و از منافع اقتصادی این منطقه حساس چشم بپوشند، با این وجود در عقدنامه ساده انگارانه می‌پنداشتند با وجود عقد قرارداد گلستان می‌توانند از طریق مذاکره به بازگشت مناطق اشغالی امیدوار باشند. با همین امیدواری بود که در مفاد عهدنامه دقت لازم را مبذول نداشتند و در ادامه میرزا ابوالحسن خان ایلچی را برای راضی کردن روتشیخوف امپراطور روس، راهی سن پترزبورگ کردند تا مگر دوستانه وی را به تخلیه مناطق اشغالی ترغیب نمایند. ایران از عقد قرارداد تیلسیت میان ناپلئون و الکساندر اول تزار روسیه مطلع نبود به همین دلیل به امید وعده‌های ناپلئون خود را برای بازپس گیری مناطق از دست رفته آماده می‌کرد. همانگونه که در پایان جنگ اول ایران و روس زمامداران ایران از گرفتاری روسها در جبهه اروپا و ناپلئون بی‌اطلاع بودند و شتابزده به عهدنامه گلستان تن دادند.
از دیدگاه نظامی، هماهنگی لازم میان فرماندهان نظامی برقرار نبود، ارتش ایران ستاد فرماندهی یکپارچه‌ای نداشت، سلاح نظامی ایران نسبت به ادوات نظامی دشمن قابل قیاس نبود، ارتش ایران به شیوة سنتی اداره می‌شد، در میان فرماندهان ارتش درک درستی در استفاده از قوای احتیاط وجود نداشت، قوای نظامی ایران اکثراً به صورت چریک بود و در نبردهای بزرگ با آشکار شدن کوچکترین شکست سیستم دفاعی ایران کاملاً به هم می‌ریخت. فرار نیروهای ایرانی به بیرون از شهر تبریز پس از شکست در جنگ اصلاندوز نماد چنین ناهماهنگیها بود. نقشه عملیات جنگی، مخفیانه و با رعایت اصول امنیتی انجام نمی‌شد، بلکه در محلی که نوکران هم در آن رفت و آمد می‌کردند طرح می‌شد و مستشاران انگلیس نیز در اغلب این طرح‌ریزیها شرکت داشتند. بنابراین کسی نبود که از عملیات نظامی ایران خبر نداشته باشد.
بی‌اطلاعی زمامداران ایران از بازیهای بین‌المللی، یکی از دلایل شتابزدگی در شروع جنگ و عقب‌نشینی و نیز شتاب در عقد عهدنامه‌های گلستان و ترکمان چای بود. ایران از عقد قرارداد تیلسیت میان ناپلئون و الکساندر اول تزار روسیه مطلع نبود به همین دلیل به امید وعده‌های ناپلئون خود را برای بازپس گیری مناطق از دست رفته آماده می‌کرد. همانگونه که در پایان جنگ اول ایران و روس زمامداران ایران از گرفتاری روسها در جبهه اروپا و ناپلئون بی‌اطلاع بودند و شتابزده به عهدنامه گلستان تن دادند. قاجارها بی‌اطلاع از بازیهای سیاسی انگلستان و نگرانیهای بین‌المللی این کشور، به عهدنامه گلستان در ۱۲۲۸ هـ ق. و نیز عهدنامه ترکمان چای در سال ۱۲۴۳ تن دادند. عهدنامه گلستان سبب شد که روسها که در شرایط بد جنگ با فرانسه بودند، از گرفتاری جبهه ایران رهایی یافته و آسوده‌تر به جنگ با ناپلئون بپردازند، امری که مطبوع انگلستان نیز بود تا به دست قدرت رقیب خود یعنی روسیه، ناپلئون را به زانو در آورد و از این میان مستعمراتش از جمله هند از تجاوز هردو رقیب مصون بماند.
اگرچه اکثر ساکنان قفقاز شرقی یعنی گنجه، شیروان، طالش و باکو، مسلمان و هواخواه ایران بودند و تبعیت از یک دولت مسلمان را بر روسیه تزاری ترجیح می‌دادند اما بعضی از خانات قفقاز فکر می‌کردند که با خروج از تبعیت ایران از زیر بار تحمیل فشارهای دیوانی قاجارها خارج شده و می‌توانند وجوه مالیاتی را برای خود حفظ نمایند. بر اثر خیانت برخی از همین حکام قفقاز بود که بسیاری از پیروزیهای ایران در جنگ با روسها بی‌اثر ماند و پس از مدتی روسها به مواضع قبلی خود بازگشتند. اگرچه بعدها روسها بر خلاف تصور آنان مال و مقام این خوانین را تصاحب کردند و اقتدار خانی آنان را از میان بردند، خوانینی که سرباز زدنشان از حاکمیت ایران یکی از دلایل موفقیت روسها در نبرد با ایرانیان بود.
نقش انگلستان و به خصوص اوزلی بسیار موثر بود . همکاری اطلاعاتی انگلیسی‌ها با روسها در جنگ اصلاندوز برای اتمام جنگ و باز بودن دست روسها برای نبرد با دشمن مشترکی به نام ناپلئون،فراخوانده شدن افسران انگلیسی از اردوی ایران به وسیله سفیر انگلیس و سپس وساطت میان روس و ایران، پس از عقب نشینی به تبریز نمونه‌هایی از بد عهدی‌های آنان با ایران بود در حالی که انگلیسی‌ها از گرفتاری روسها در جبهه ناپلئون مطلع بودند و می‌دانستند که روسها برای ادامه نبرد با ایران تمرکز لازم را ندارند.
بر اثر همین خدمات اوزلی به روسها بود که وی در مسیر بازگشت به انگلستان با تزار روسیه دیدار می‌کند و به پاس »خدماتش در ایران به روسیه تزاری«عالی ترین نشان دولت روسیه را از دست تزار دریافت می‌کند و در پاسخ به قدر دانی تزار خدماتش به روسیه را در راستای »تحکیم منافع دولت پادشاهی انگلستان«قلمداد می‌کند.
بنابر این بر اثر ضعف بنیه نظامی ایران در قیاس با قدرت نظامی بین‌المللی روسها، رقابت شاهزادگان با عباس میرزا و سایر دیوانیان با هم، خیانت خوانین، بی‌اطلاعی ایران از اتفاقات مهم عرصه بین‌المللی، شورش ترکمانان خراسان و اختلافات داخلی ، نقش آفرینی انگلیس، دست کم گرفتن دشمن، نبود ستاد فرماندهی یکپارچه، فقدان ارتش منظم و دائمی و خروج سربازان از صحنه نبرد در زمستانها و نگرانی آنها از سرنوشت خانواده‌های خود و فقدان نیروی احتیاط جایگزین، نبود جیره و مواجب مرتب، حرفه‌ای نبودن نیروی نظامی و فقدان تجهیز کافی، رشادتها و جانفشانیهای سربازان را تحت شعاع خود قرار داد و روسها هربار با بهره‌گیری از همین ایام خروج سربازان از ازدوگاه‌های نظامی به خصوص در زمستانها به اهداف نظامی خود دست می‌یافتند.
قراردادهای گلستان و ترکمان چای که به دنبال دو جنگ بزرگ رخ داد؛ سرآغاز تحولات بزرگی چه در روحیه ایرانیان و چه در باورهای مردم درباره بیگانگان در غالب عدم اعتماد به بیگانه گردید. از یک سو عظمت ایرانیان در نگاه قدرتهای درگیر در ایران آسیب دید و سرآغاز دخالتهای آنان در امور داخلی ایران گردید؛ از سوی دیگر باعث چرخش نگاه زمامداران و فرهیختگان وطنی به سمت غرب گردید و چاره تمام گرفتاریهای ایران بی‌توجه به داشته‌های بومی در گرایش به کشورهای توسعه یافته اروپا و غرب مرتبط شد. این حادثه باعث خودشناسی عمیقی میان عقلای سرزمین نیز گردید و عمق عقب افتادگی ایران با اعزام محصلین به اروپا و بازگشت آنان به ایران در میان ایرانیان عمومیت یافت و چالش بزرگی را برای شاهان قاجار به وجود آورد که در نهایت منجر به انقلاب مشروطه در ایران گردید.
اگرچه قصور تمام آثار جنگ به پای قاجارها نوشته شد اما باید به این مسئله نیز اذعان داشت که قاجارها در دورانی به زمامداری ایران رسیدند که مرزهای مبهم بین کشورها در حال تثبیت شدن بود و از بد حادثه یکی از این همسایگان ایران روسیه‌ای بود که در حال بدل شدن به ابرقدرت جهانی بود و آرمانهای پترکبیر نیز بهانه‌های لازم را به نظامیان و حاکمان این کشور برای توسعه طلبی بخشیده بود.

نوشته شده توسط admin در دوشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۷:۲۰ ق.ظ

دیدگاه


چهار + = 8