دلایل بروز خشونت بین شهروندان

دلایل بروز خشونت بین شهروندان

گروه جامعه : مجموعه‌ای از عوامل دست به دست می‌دهند که آستانه تحمل افراد در جامعه پایین آمده و به شکل بروز خشونت خود را نشان می‌دهد.بروز درگیری بین برخی شهروندان و استفاده از سلاح سرد در برخی از این درگیری‌ها، این را به ذهن هر شهروندی متبادر می کند که خشونت در جامعه زیاد شده.
شاید دور از انتظار باشد که روزی پا از خانه بیرون بگذارید و شاهد درگیری شهروندان با یکدیگر نباشید؛ از تنه زدن‌ها، هل دادن یکدیگر در صف‌های مترو و اتوبوس، نگاه‌های توهین آمیز و الفاظ رکیک تا درگیری‌های فیزیکی در پشت ترافیک شهری، کوچه و خیابان یا همان مترو و اتوبوس. البته نگارنده از درگیری‌های خانگی که از پشت پنجره‌های خانه‌های شهرها شنیده می شود و خود را آرام به خیابان‌ها و کوچه‌ها می‌کشاند صرف‌نظر کرده است.
اما مردم چگونه می‌توانند خشم خود را کنترل کنند؟ چگونه می‌توانند رفتاری خشونت آمیز با یکدیگر نداشته باشند؟ عوامل ایجاد این خشونت و خشم چیست؟ آیا شرایط و بحران‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در این امر دخیل هستند و در این صورت کدام یک سهم بیشتری دارد؟ چه افرادی خشونت خود را در جامعه بروز می‌دهند؟ خانواده تا چه حد در کنترل یا ظاهر شدن رفتارهای نابهنجار در جامعه نقش دارد؟ شهر و جامعه تا چه حد تاثیرگذار هستند؟در این گزارش سعی شده نگاهی از منظر جامعه شناختی به این موضوع داشته باشیم. در این بخش با دکتر محمد زاهدی اصل به گفت‌وگو نشسته‌ایم. برای این که به ریشه‌یابی بروز رفتارهای خشن در افراد بپردازیم به مدرسه‌ها رسیدیم؛ اولین مکانی که دانش آموز در آن فرآیند اجتماعی شدن را با تعداد کثیری از همسالان خود تجربه می‌کند در این بخش با محمدرضا نیک نزاد، آموزگار و و عضو کانون صنفی معلمان صحبت کردیم.
* فراهم نشدن امکانات تفریح و سرگرمی از عوامل بروز خشونت
محمد زاهدی اصل معتقد است که بحث خشونت مثل هر آسیب اجتماعی دیگری، می‌تواند علل مختلفی داشته باشد. او می گوید بروز خشونت در جامعه علمی و منطقی نیست؛ مجموعه‌ای از عوامل دست به دست می‌دهند که آستانه تحمل افراد در جامعه پایین آمده و به شکل بروز خشونت خود را نشان می‌دهد.این جامعه شناس عوامل مختلفی نظیر فشارهای اقتصادی، معیشتی، سن افراد- که به طور مشخص افراد جوان تر بیشتر به تفریح نیاز دارند و اگر این امکانات فراهم نباشد می‌تواند در بروز خشونت و رفتارهای نابهنجار در افراد جامعه موثر باشد- در بروز خشونت موثر می داند.زاهدی اصل، عوامل فردی نظیر ویژگی های شخصیتی، روانی و مجموعه عوامل که رفتار افراد را شکل می‌دهد از نظر دور نمی دارد: زمانی که اجتماعی شدن فرد، ناقص باشد یعنی اگر کودک یا نوجوان با دوستان ناباب در ارتباط باشد، به عنوان زیرساخت در نظر گرفته می‌شود، همچنین شرایط دشوار جامعه نظیر انواع و اقسام محرومیت‌ها در جامعه، تبعیض، عدم تعادل، عدم وجود عدالت و تفاوت میان حقوق افراد هم می‌تواند منجر به ایجاد عقده‌ها و گره‌هایی در ذهن افراد شود که ممکن است با هنجارهای جامعه مغایر باشد.او با بیان این نکته که باید به همه این ابعاد توجه کرد، می‌گوید: بخشی از این ابعاد در اختیار خانواده است، بخش دیگری در اختیار رسانه‌های فراگیر مثل صدا و سیما و مطبوعات و بخش دیگر دانشگاه‌ها و مدارس است بنابراین باید به نوعی فرهنگ سازی ریشه‌ای در این زمینه دست زد.
* بیکاری و عدم امکان ازدواج
زاهدی اصل معتقد است که نباید از عوامل دیگر هم غافل شویم: وقتی جوانی نمی‌تواند شغل آبرومندی داشته باشد، طبیعتا برای ازدواج هم محدودیت دارد و همه محدودیت‌ها می‌توانند خود را در قالب خشونت نشان دهند.همچنین وی بر این باور است که مسئولان یک جامعه چه بخواهند چه نخواهند برای مردم الگو هستند از همین بروز رفتارهای همراه با پرخاش و خشونت و بی‌حرمتی از سوی آنها بر افراد تاثیر می‌گذارد.او معتقد است: وقتی الگوی فرد، پدر، مادر، یا حتی افراد مشهور و معروف مثل ورزشکاران یا هنرمندان باشد و این افراد اخلاق را رعایت نکنند به نوعی عدم رعایت بسیاری از اصول را هم به افراد آموزش می دهند.
* توسعه یافتگی جوامع و تفاهم و همدلی
این جامعه شناس با اشاره به برنامه توسعه سازمان ملل؛ undp که از سال ۱۳۹۰ راه افتاده و سالیانه کشورها را در ابعاد مختلف بررسی می کند، می گوید: یکی از مشخصه‌هایی که نشان از توسعه‌یافتگی ملت‌ها دارد بحث تفاهم، همدلی یا کلیتی است که ما تحت عنوان سرمایه اجتماعی مطرح می‌کنیم و این به آن معناست که میزان سرمایه اجتماعی که تفاهم و همدلی را در خود جای داده، یکی از نشانه‌های توسعه یافتگی هر کشوری است. او به کشور ژاپن اشاره می‌کند و رفتارهایی که مردم این کشور با یکدیگر دارند: این که یک نفر با حرکت دست هایش در مقابل شما خم شود، چه پیامی را به شما می هد؟زاهدی اصل معتقد است که ما به ریشه های خشونت در جامعه بی‌تفاوت هستیم و در عین حال به الگوهایی که سبب افزایش بروز خشوت در جامعه هم می‌شوند بی توجهی نشان می دهیم؛ ظاهرا یک لبخند وجود دارد اما در پشت این لبخند، حرف ها و تهمت‌ها و کلمات رکیکی پنهان شده.
* برخی جرایم در حال زنانه شدن است
اما زنان و مردان در بروز خشم در جامعه با یکدیگر تفاوت دارند. زاهدی اصل می گوید: طبیعتا با توجه به فرهنگ جامعه ما بروز خشونت در مردان بیشتر از زنان است. اما در حال حاضر برخی جرایم ما در حال زنانه شدن است و این جای نگرانی دارد؛ سایر متغیرهایی که نشان می‌دهد نقش خانم‌ها در این قضایا کمتر است. حال اگر در این میان درصدی متعلق به خانم‌ها باشد که افزایش هم پیدا کرده نگران کننده است. اما به طور کلی آستانه تحمل خانم‌ها بالاتر است و از فرهنگ مدارا برخوردارند.
* بسترهای خانوادگی و زمینه‌های اقتصادی
زمانی که از دکتر زاهدی اصل میزان اثرگذاری محدودیت‌های مالی را در بروز خشونت می‌پرسیم او می گوید: زمانی که فردی شاغل نیست یا شاغل است اما زندگی او تامین نیست و با شرمندگی وارد خانه شود، او چه تحملی خواهد داشت و آستانه تحمل او تا چه حدی است و چگونه می‌توانیم از او انتظار داشته باشیم که همه سختی‌ها را تحمل کند؟ او به این نکته اشاره می کند که عامل اقتصاد جدای از عوامل دیگر نیست: در همایش فقر و فقرزدایی که چندین سال پیش برگزار شد رابطه بین اقتصاد و فرهنگ، را مطرح کردم به این معنا که اینها از هم جدا نیستند یعنی فرهنگ می‌تواند اقتصاد را و اقتصاد هم می‌تواند فرهنگ را تخریب کند.

نوشته شده توسط admin در شنبه, ۰۳ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۲۸ ق.ظ

دیدگاه


3 − = یک