دکترین شاه عباس درخلیج فارس

دکترین شاه عباس درخلیج فارس

قسمت پنجم
یعقوب تابش(فراشیانی)
گروه تاریخ: درسال ۱۰۲۲ هـ ق/۱۶۱۳ م دژ » بن فهل « از ولایت » کیج « و » مکران « توسط گنجعلی خان و به فرمان شاه عباس فتح شد. ملک شمس الدین پسر ملک دینار که در خود توان مقاومت در برابر سپاه خان را نمی دید، تسلیم شد. به این ترتیب شاه عباس همه ی نواحی ساحلی خلیج فارس و دریای عمان را تا دماغه ی گوادر تسخیر کرد و سلسله ی ملک را که طی چند نسل فرمانروایان محلی مکران به شمار می رفتند، برانداخت .بی تردید این موفقیت های نظامی، امنیت تجاری را در راه های منتهی به خلیج فارس و دریای عمان برقرار ساخت، به طوری که چند سال بعد انگلیسی ها در مذاکرات تجاری با شاه ایران، بندر جاسک را به عنوان لنگرگاه برگزیدند.تکاپوهای نظامی ایران، پیش از نبرد هرموز تنها به سواحل و سرزمین های پیرامون آب های جنوب محدود نشد، بلکه گستره ی این نبردها به درون آب ها نیز کشیده شد. بازپس گیری بحرین که پیش تر اهمیت آن از طریق نامه های دربار اسپانیا به شاه عباس و کارگزاران پرتغالی گفته شد، در سال ۱۰۱۰هـ ق/۱۶۰۱ م رخ داد.
در آستانه ی ورود پرتغالی ها، حکومت بحرین تابع ملوک هرموز بود. با ورود پرتغالی ها به خلیج فارس و تسلط بر هرموز، سلطه بر بحرین نیز در برنامه ی مشترک آن ها و امیر هرموز قرار گرفت. بر اساس پیمانی که در سال ۹۲۱ هـ ق/۱۵۱۵ م میان پرتغالی ها و شاه اسماعیل یکم منعقد شد، بحرین و توابعش به عنوان بخشی از سرزمین ایران می بایست تحت حاکمیت ایران قرار می گرفت، اما پرتغالی ها با تصرف بحرین این پیمان نامه را نقض کردند. سلطه ی پرتغالی ها بر بحرین همیشگی و قرین آرامش نبود. در طول قرن دهم هجری/ شانزدهم میلادی بحرین چندین بار علیه پرتغالی ها شورید. وقایع بحرین نشان می دهد قدرت پرتغالی ها در بحرین پیوسته نبود (۱۱۹). طی این سال ها حکومت تمام نواحی بحرین و قطیف بر عهده ی خاندان ایرانی»رؤسا « قرار داشت که از طرف ملوک هرموز امور بحرین را اداره می کردند .
بحرین به دلیل موقعیت ممتازش بر سر راه دریایی هرموز به بصره با قرارداشتن در مسیر تجارتی خلیج فارس به دریای مدیترانه همواره مورد طمع قدرت های هم جوار قرار داشت. نقش دولت ایران در بحرین در سده ی دهم هجری/ شانزدهم میلادی به دلیل گرفتاری های خاص خود کم رنگ بود اما در پایان دهه ی نخست سده ی یازدهم / آغاز سده ی هفدهم بر اثر رخدادهایی که شرح کوتاهی از آن خواهد آمد، دولت ایران درصدد بازستاندن این منطقه ی استراتژیک برآمد.در این زمان رییس رکن الدین فالی از سوی برادرش رییس شرف الدین که وزیر هرموز بود امور بحرین را اداره می کرد. وی مصمم شد بحرین را از هرموز مستقل کند ولی از ترس نیروهای پرتغالی و شاه هرموز یکی از بزرگان فارس به نام خواجه معین الدین را که با او خویشاوند بود و از سوی الله وردی خان مقام کلانتری فارس را عهده دار بود به یاری طلبید خواجه این رخداد را به آگاهی الله وردی خان- که در آن زمان درگیر گشودن لار بود- رساند و به او گوشزد کرد این همان فرصتی است که منتظرش بودید هرچه دستور دهید فرمانبردارم. چون الله وردی خان، بحرین را از توابع فارس می دانست و قبل از به وجود آمدن این فرصت قصد تسخیر آنجا را داشت خواجه را با جمعی از تفنگداران طایفه اش در ظاهر به یاری رییس رکن الدین و در باطن برای چیرگی بر بحرین مأمور گردانید خواجه معین الدین در فرصت مناسب رییس رکن الدین و گروهی از پیروانش را کشت و به یاری فردی به نام امیریوسف شاه که از سوی الله وردی خان مأمور شده بود، بر نیروهای بحرین پیروز شد. بعد از اینکه اخبار گشایش بحرین به هرموز رسید، پرتغالی ها و شاه هرموز درصدد پس گرفتن بحرین برآمدند. در این زمان الله وردی خان پس از تسخیر لار به سوی بلخ رفته بود، از این رو امام قلی بیگ لشکر بسیار به سوی بحرین فرستاد. نیروهای پرتغالی و هرموزی از سپاهیان ایران شکست خوردند و چون در هرات خبر به شاه عباس رسید منصب خانی به امام قلی بیگ داد گشایش بحرین از این جهت اهمیت دارد که نخستین ناحیه ای است که از دست پرتغالی ها بیرون آمد و نخستین گام دولت ایران برای زوال قدرت پرتغالی ها در خلیج فارس بود. بعد از گشایش بحرین، دولت صفوی کوشید در خلیج فارس استقرار یابد و دامنه ی متصرفاتش را در آنجا گسترش دهد. از این رو نگهداری بحرین برای ایران اهمیت حیاتی داشت. این اهمیت را می توان از نامه ی شاه عباس به حاکم بحرین دریافت. در بخشی از نامه چنین آمده است: » شما بی تردید اهمیت حدود مملکت، به ویژه ولایت بحرین و نگهداری آن را نزد ما دانسته اید. حدود بحرین باز است و خاک آن خطرناک، دشمن هم به آن نزدیک. بر شما لازم نمودیم اولاً برای اداره ی بحرین افراد امین و عادل را به کارگیری و برای نگهداری از آن، مردان لایق و شجاع بگماری و در به کار بردن وسایل حفظ آن سفارش کنی. زیرا کوتاه کردن دست کفّار و پایان دادن به حرص و آز آن ها بدین وسیله میسّر است. ثانیاً من تو را بر آن جزایر امیر کردم و شهرها را با پافشاری لشکر و بزرگان به تو واگذاردم برای اینکه تو میل و رغبت در فتح سایر شهرها داشته باشی « نامه ی بالا علاوه بر اینکه اهمیت بحرین را از نظر شاه عباس نشان می دهد، بیانگر اندیشه های توسعه طلبانه ی او در گسترش قلمرو ایران در آب های جنوبی کشور می باشد. یک سال پس از گشایش بحرین، الله وردی خان از سوی شاه عباس مأمور فتح دژهای » شمیل «و » میناب « شد. این اقدام نظامی برای راهزنان راه تجاری شیراز به خلیج فارس و پرتغالی ها به منزله ی زهر چشم گرفتن بود. الله وردی خان سپاهی از نیروهای محلی به گرد شمیل و میناب فرستاد و خود نیز به همراه توپی که در جنگ بحرین از پرتغالی ها گرفته شده بود به میدان کارزار روانه شد. او پس از گشایش دو دژ و سروسامان دادن به امور این مناطق، قنبر سلطان زنگنه را بر آن جا حاکم گردانید و به شیراز بازگشت هدف دولت ایران از حمله به این مناطق پیشگیری از پدیدآمدن چندگانگی سیاسی و تثبیت اراده ی حکومت مرکزی برای برقراری امنیت در مسیرهای تجاری منتهی به خلیج فارس بود. ایران همواره از نیروهای محلی خود در پیشبرد سیاست هایش در خلیج فارس بهره می برد اما اگر گروه هایی راه خودسری پیش می گرفتند و مانع اجرای سیاست های دولت می شدند مثل سایر نقاط ایران با آن ها برخورد شدید می شد تا درس عبرتی برای سایرین باشد.بندر «گمبرون» نیز از جاهایی بود که پیش از نبرد هرموز مورد توجه دولت صفوی قرار گرفت. این بندر در دو فرسنگی جزیره هرموز قرار داشت. پرتغالی ها از زمانی که بر جزیره ی هرموز دست یافتند بندر کوچک گمبرون را نیز به بهانه ی اینکه بخشی از قلمرو شاه هرموز است به تصرف درآوردند. چون سواحل جزیره ی هرموز برای کشتی های کوچک جنگی آن ها پناهگاه مناسبی نداشت ساحل گمبرون را در لنگرگاه این کشتی ها قرار دادند. در این لنگرگاه همیشه ۲۵ تا ۳۰ کشتی کوچک مسلح آماده بود. دیده بانان جزیره ی هرموز به محض اینکه در دریا کشتی تجاری بیگانه ای را می دیدند با شلیک توپ کشتی های جنگی را آگاه می کردند تا برای گرفتن حق عبور و حقوق تجارتی دیگر به استقبال آن کشتی روند (۱۳۲). افزون بر این، گمبرون محل نزول کاروان هایی بود که از ایران به هرموز آمد و شد می کردند . و همچنین عبور و حمل و نقل هرگونه خوراکی، به ویژه آب آشامیدنی ( که در هرموز وجود نداشت.اهالی مجبور بودند در سراسر سال برای بدست آوردن این نیازمندی ها به خشکی روند ) را تضمین می کرد .الله وردی خان در سال ۱۰۲۲ هـ ق/۱۶۱۳م پسرش امام قلی خان را که حاکم لار بود به تسخیر گمبرون فرستاد، اما در آن سال تلاش های امام قلی ناکام ماند. در ۱۰۲۳ هـ ق/۱۶۱۴ م امام قلی خان پس از فوت پدر، والی فارس شد. شاه عباس به او فرمان داد به هر شکل ممکن گمبرون را از دست پرتغالی ها بیرون آورد. امام قلی خان نیز در همین سال بر بندر گمبرون دست یافت و قلعه ی آن را خراب کرد . و دژ زیبا و محکمی به سبک دژهای آن زمان اروپا بنا کرد .
شکست پرتغالی ها در گمبرون برای آن ها بسیار سنگین و ناگوار بود. دو سه سال پس از این فتح که فیگوئرا از نزدیک وضعیت آنجا را دیده و توصیف کرده است، موقعیت شاه اسپانیا را در اذهان ایرانیان، به ویژه از نظر شاه عباس بسیار ضعیف ارزیابی می کند، زیرا در هنگام گشایش گمبرون، پرتغالی ها به سختی شکست خوردند و تمام افرادشان را در آنجا از دست دادند. علاوه بر این جزیره ی قشم که اهالی هرموز روزانه آب آشامیدنی و بیشتر تره بار و آذوقه ی خود را از آن فراهم می کردند از تصرف پرتغالی ها بیرون آمد .
در سال ۱۰۲۹ هـ ق/ ۱۶۲۰ م نیروهای ایرانی با استفاده از ناخشنودی اهالی » جلفار « . از پرتغالی های حاکم بر آنجا، شبانه خود را به ساحل روبه رو رساندند و پرتغالی ها را از آن جا بیرون کردند .. گشایش جلفار در ساحل جنوبی خلیج فارس که با هدف اخراج پرتغالی های از آن جا و سرکوبی همدستان راهزنشان صورت گرفت، افزون بر اینکه قدرت نظامی ایران را در خلیج فارس به نمایش گذاشت، علاقه شاه عباس را به تجارت و امنیت منطقه خلیج فارس نشان می دهد. از سوی دیگر عملیات نظامی در ساحل مقابل بیانگر میزان جسارت ایران در برخورد با پرتغالی ها و نشانه ی ضعف آن ها در جزیره ی هرموز بود .در طول تاریخ یکی از نگرانی های فرمانروایانِ شایسته، محافظت و مراقبت از سرزمین و قلمرو جغرافیایی حکومتشان از گزند دشمنان بوده است. امری که امروزه از آن با عنوان حفظ »تمامیت ارضی « یاد می شود. در ایران عصر صفوی همانند بیشتر دوره های تاریخی ایران، شاه بنا بر اختیارات نامحدودش در سعادت یا شقاوت کشور نقش اساسی داشت. بی لیاقتی شاه می توانست کشور را به آشفتگی و هرج و مرج بکشاند و دست بیگانگان را در تجاوز به آب و خاک کشور بگشاید و همان وضعیتی را به وجود آورد که ایران پیش از فرمانروایی شاه عباس به آن دچار شده بود.شاه عباس پس از به تخت نشستن، توانمندی های گوناگون خود را در جهت از بین بردن آشفتگی ها به کار برد. در اندیشه ی شاه عباس، خلیج فارس وسیله و راهی برای کامیابی در برخی دشواری های سیاسی و تجاری به شمار می رفت. اما در آغاز بهره گیری از این راه به خاطر پیوند غیرمستقیم و باواسطه ی حکومت مرکزی با سواحل خلیج فارس و سلطه ی پرتغالی ها بر آن، امکان نداشت از این رو شاه باید تدابیری می اندیشید تا بی واسطه با سواحل خلیج فارس پیوند یابد و امنیت راه های تجاری منطقه فراهم شود.بی تردید فتح فارس، لارستان و کرمان در نگاه کلان، دکترین سیاسی شاه عباس مبنی بر تثبیت قدرت فراگیر حکومت مرکزی بر سراسر ایران را می نمایاند.
شاه نمی توانست وجود حاکمانی را که تنها در پرداخت مال سالیانه و حضور در برخی مراسم ویژه با پایتخت پیوند داشتند تحمل کند. به ویژه اگر این حاکمان بر سرزمین هایی فرمان می راندند که ایران مرکزی و شمالی را به خلیج فارس پیوند می داد. برقراری امنیت تجاری در مسیر خلیج فارس که از آغاز سده های نوین در گستره ی جهانی اهمیت درخور نگرشی یافته بود نمی توانست از نگاه تیز بین شاه ایران پنهان بماند. او با گماشتن حاکمان لایقی چون الله وردی خان، امام قلی خان و گنجعلی خان در صفحات جنوبی کشور اهمیت این مناطق را نشان داد .. این حاکمان بازوی شاه عباس در اجرای اهداف سیاسی و تجاری اش در منطقه ی خلیج فارس به شمار می رفتند.
پس از مرگ الله وردی خان، پسرش امام قلی خان به فرمانروایی فارس رسید. فرمانروای فارس بعد از شاه مهم ترین حکمران ایران بود . و مردان سپاه او بزرگ ترین قسمت ارتش ایران را تشکیل می دادند .. به پشت گرمی این نیروی بزرگ شاه عباس اطمینان یافت که می تواند از مسیر تجاری خلیج فارس به عنوان گزینه ی سوم در تجارت ایران با اروپا و مذاکرات سیاسی و تجاری با دربارهای اروپایی بهره برداری کند.از نظر شاه مذاکرات سیاسی تجاری می توانست دست کم دو فایده داشته باشد: نخست آنکه مسیر تجارت ابریشم ایران را که از خاک بزرگ ترین دشمن ایران ( عثمانی ) می گذشت به سوی خلیج فارس هدایت می کرد. در صورت برقراری چنین تجارتی ایرانیان بدون واسطه در مرزهای سرزمینی خود با مشتریان اروپایی داد و ستد می کردند و به جای خطراتی که راه عثمانی برای آن ها داشت در سایه ی امنیتی که شاه در مسیر خلیج فارس به وجود آورده بود با خیال آسوده تری به کارشان مشغول می شدند. اروپاییان هم با قیمت کمتری ابریشم ایران را می خریدند.

نوشته شده توسط admin در یکشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۴:۴۳ ق.ظ

دیدگاه


6 + شش =