جنگ اقتصادی نیازمند ابزارهای اقتصادی است

جنگ اقتصادی نیازمند ابزارهای اقتصادی است

مسعود صباغی
گروه اقتصادی: این روزها بحث تحریم های ایران بسیار داغ شده است. به خصوص بعد از خروج آمریکا از برجام این موضوع شدت یافته است چرا که پس از بازه های ۹۰ و ۱۸۰ روزه، سرمایه گذاری در صنعت نفت و گاز و فروش نفت ایران، مورد تحریم مجدد واقع خواهد شد.
در این فضا واکنش های متفاوتی نسبت به تحریم ها وجود دارد. برخی به دنبال برداشتن تحریم ها هستند و برخی دیگر با رویکرد بی اثر کردن تحریم ها تصمیم گیری کرده و سخن می گویند.
البته در خصوص تحریم سرمایه گذاری در حوزه نفت و گاز ایران، عده ای با رویکرد گرفتن معافیت برای شرکت های عمدتا اروپایی به منظور فعالیت در ایران قدم برداشته اند که هرچند امید چندانی به آن نمی رود اما بی فایده نیز نخواهد بود؛ چرا که برای یک بار به این مسئله پایان می دهد.
تحریم‌های جدید فعالیت‌های ایران را متوقف می‌کند؟
یکی از بخش هایی که همواره از نیاز آن به سرمایه گذاری آنهم از نوع کلان صحبت می شود، صنعت نفت و گاز کشور است؛ در برنامه ششم توسعه، به لزوم حداقل ۲۰۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری در حوزه نفت و گاز کشور اشاره شده است.
این درحالیست که نقدینگی ۱۵۰۰ هزار میلیارد تومانی در کشور وجود دارد که حتی در زمانی که تحریمی وجود نداشت نیز می توانست در مسیر تولید و ایجاد ارزش افزوده استفاده شود.اولین و راحت ترین گزینه ای که پس از این دو گزاره، یعنی نیاز صنعت نفت به سرمایه گذاری کلان و حجم انبوه نقدینگی کشور به ذهن متبادر می شود، این است که این نقدینگی به سمت پروژه های کلان صنعت نفت هدایت شود.
با این کار نه تنها از مشکلات ناشی از ورود نقدینگی به بازارهای سوداگرانه جلوگیری می شود بلکه این سرمایه ها در مسیری قرار خواهد گرفت که علاوه بر اینکه نیاز صنعت نفت و گاز را برطرف خواهد کرد، موجب تولید، ارزش افزوده و اشتغال برای کشور خواهد شد.
بنابراین ضروری است سازوکارهایی ایجاد شود که از این منابع داخلی در جهت توسعه صنعت نفت استفاده شود. ابزارهای متنوع بازار سرمایه از جمله صندوق پروژه، سهام پروژه، شرکت پروژه، صکوک استصناع و همچنین صندوق های سرمایه گذاری، از جمله سازوکارها و روش های هوشمندانه ای است که می تواند در هدایت نقدینگی به سمت حوزه نفت و گاز و همچنین دیگر حوزه ها که نیازمند تامین مالی است، مورد استفاده قرار گیرد.
اما مسئله دیگر در این زمینه این است که با این اقدام، در خصوص تحریم فروش نفت چه باید کرد؟
بی اثر کردن تحریم فروش نفت
در این خصوص نیز واکنش ها در دو طیف قابل بررسی است. طیف اول پس از تحریم فروش نفت ایران به دنبال ثابت نگه داشتن سطح فروش نفت ایران به انحاء مختلف هستند. برای مثال با تخفیف هایی که نسبت به قیمت جهانی نفت داده می شود، مشتریان عمدتا آسیایی را نسبت به خرید نفت ایران ترغیب می کنند که بعضا برای آنها نیز مطلوب است.
برخی نیز با روش های مختلف به دنبال دور زدن تحریم ها هستند از جمله مخلوط کردن میعانات گازی با نفت کشور و تغییر مشخصات آن و حتی فروش نفت به کشور های واسط جهت فروش به نام آن کشور.
اما طیف دیگر به دنبال بی اثر کردن تحریم ها هستند که در این مسیر یکی از پیشنهادات، فروش نفت در بورس به صورت ریالی و به بخش خصوصی است که می تواند در کوتاه مدت و میان مدت به کمک کشور بیاید.
راهکار بلندمدت بی اثر کردن تحریم فروش نفت خام چیست؟ اگر بخواهیم تحریم فروش نفت خام را بی اثر گردانیم، تنها راه قطعی و بلند مدت آن تبدیل نفت به فرآورده های با ارزش افزوده بالا در پتروپالایشگاه هاست. نفت به طور معمول در محموله های بزرگ، مشخصات خاص و در پالایشگاه هایی محدود به فروش می رسد. اما اگر همین نفت در پتروپالایشگاه تبدیل به مواد پتروشیمیایی شود، محموله های فروش بسیار کوچکتر خواهد شد، مشخصات عمومی و دارای استاندارد مشترک در دنیا و همچنین مشتریان آن نیز بسیار زیاد (در حد کارگاه های کوچک و متوسط) خواهد شد.
بنابراین مسیر قطعی بی اثر کردن تحریم فروش نفت ایران، ساخت پتروپالایشگاه های متعدد با استفاده از سرمایه های داخلی مردم در کشور است.
ظرفیت ساخت پتروپالایشگاه در کشور
کشور ایران در حدود ۴٫۵ میلیون بشکه در روز نفت و میعانات گازی تولید می کند که حدود ۲٫۵ میلیون بشکه در روز را صادر و مابقی را در داخل به پالایشگاه ها می فروشد. در مرحله اول بایستی به نقطه ای برسیم که میزان فروش نفت کشور را به صفر برسانیم.
ساخت پتروپالایشگاه به طور متوسط ۳ تا ۵ سال به طور می انجامد اما با این کار نه تنها تحریم فروش نفت از بین می‌رود، بلکه سرمایه مردم در تولید قرار می گیرد و به میزان قابل توجهب ارزش افزوده و اشتغال در کشور ایجاد خواهد شد.
با نگاهی به بازار جهانی نفت در دنیا مشاهده می شود که کشور هایی که فاقد نفت هستند و یا نفت تولیدی شان کمتر از نیاز آنهاست (مثل چین، هند، کره، ژاپن و کشور های اروپایی)، اقدام به واردات نفت خام کرده و در پالایشگاه و پتروپالایشگاه های خود آن را به فرآورده های مورد نیاز خود تبدیل کرده و علیرغم اینکه هزینه هایی مازاد بر تولید نفت، یعنی حمل و نقل، بیمه و … را متحمل می شوند اما باز هم سودآوری دارند.
بنابراین برای ایران که تولیدکننده نفت است و در کنار منابع نفتی کشور های خلیج فارس قرار دارد، این هزینه ها قاعدتا کمتر و سود آن نیز بیشتر خواهد بود.
بنابراین با توجه به سودآوری قابل توجه پتروپالایشگاه ها و حتی پالایشگاه ها که ارزش افزوده کمتری نسبت به پتروپالایشگاه ایجاد می کنند، می توان با کاهش قابل توجه صادرات نفت و پالایش کامل نفت تولیدی کشور (۴٫۵ میلیون بشکه نفت و میعانات گازی در روز)، به فکر ایجاد ظرفیت مازاد بر تولید نفت جهت ایجاد درآمد بیشتر، اشتغال، نقش آفرینی در بازار انرژی دنیا و توقف (محدود کردن) عرضه نفت از تنگه هرمز به شکل نرم شد.
در واقع اگر محدودیت مکانی (جانمایی)، نیروی کار و سرمایه گذاری نباشد، سقفی برای توسعه پتروپالایشگاه در کشور متصور نیست. با توجه به ظرفیت بالقوه سواحل خلیج فارس و دریای عمان، بیکاری بالا و وجود نقدینگی ۱۵۰۰ هزار میلیارد تومانی در کشور، عملا می توان گفت که در این زمینه هیچ محدودیتی وجود نخواهد داشت.
ساخت پتروپالایشگاه معادل بستن تنگه هرمز
به عنوان نمونه اگر علاوه بر ظرفیت تولید نفت کشور، ۵ میلیون بشکه نفت در روز را به صورت مازاد از کشورهای حاشیه خلیج فارس مثل عراق و کویت خریداری و در در زنجیره ارزش پتروپالایشگاه ها قرار دهیم، عملا میزان عبور نفت از تنگه هرمز را به همان میزان کاهش داده ایم، بدون اینکه بخواهیم از اهرم نظامی و سخت استفاده کنیم.
به گزارش آرازآذربایجان به نقل از فارس، البته در این رابطه، ایران با تهدید بستن تنگه هرمز، شوک بزرگی به دنیا وارد کرد چرا که این تنگه، محل عبور ۱۶ تا ۲۰ میلیون بشکه در روز نفت و سایر فرآورده های نفتی ایران و باقی کشور های حوزه خلیج فارس است. میزان تولید و تقاضای نفت خام در دنیا در حدود ۹۶ میلیون بشکه در روز است که محدود شدن ۲۰ درصد از این عرضه ضربه بزرگی به بازار های انرژی دنیا خواهد زد و برخی پیش بینی ها از رسیدن قیمت نفت به ۲۵۰ دلار در این صورت حکایت می کنند.

نوشته شده توسط admin در پنجشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۱۵ ب.ظ

دیدگاه


پنج × = 15