جریانات سیاسی و حاکمیت، همه اعتبارشان را نزد مردم از دست داده اند

جریانات سیاسی و حاکمیت، همه اعتبارشان را نزد مردم  از دست داده اند

گروه سیاسی: دبیرکل حزب پیشرو اصلاحات بر این باور است که نباید امیدوار باشیم اگر این دولت یا مجلس خوب عمل نکرد مردم به سراغ اصلاح طلبان بیایند. من فکر می‌کنم مردم اصلا سراغ هیچ کدام از این گزینه‌های داخلی نخواهند رفت.
»رئیسی برنامه ای برای ارائه ندارد« این گزاره_ای است که علی صوفی از چهره های سیاسی اصلاح طلب بر آن تاکید دارد. او می گوید ابراهیم رئیسی منتظر است ببینید کابینه اش چه کار خواهند کرد اما این در حالی است که به اعتقاد صوفی، رئیس جمهور باید برنامه اش را ارائه کند و کابینه هم براساس برنامه رئیس جمهور، پیش برود و به اجرا بپردازد. این چهره سیاسی اصلاح طلب بر این باور است که هنوز مانده که اصلاح طلبان بخواهند درباره دولت، یک موضع روشنی اتخاذ کنند و اگر اصلاح طلبان بخواهند به صورت یک مجموعه تصمیم بگیرند این کار جبهه اصلاحات است.
دبیرکل حزب پیشرو اصلاحات ضمن یادآوری این موضوع که ۵۲ درصد از مردم در انتخابات اخیر شرکت نکردند، عنوان می کند جریانات سیاسی و حاکمیت، همه اعتبارشان را نزد مردم از دست داده اند یا به میزان زیادی این اعتبار را از دست داده‌اند.
علی صوفی اشاره می کند که حتی عملکرد بد این دولت و مجلس هم دلیل محکمی نمی شود که مردم به سراغ اصلاح طلبان بیایند. او تاکید دارد که مردم اصلا سراغ هیچ کدام از این گزینه‌های داخلی نخواهند رفت.
مشروح مصاحبه با علی صوفی، وزیر تعاون دولت اصلاحات را می‌خوانید؛
*آقای صوفی! بحث بازسازی و آسیب شناسی جریان اصلاحات که آقای خاتمی هم به عده ای از اصلاح طلبان در این باره ماموریت داده بودند، به کجا رسیده است؟ و آسیب شناسی در چه بُعدهایی باید صورت گیرد؟
در این باره قرار شد سخنگوی جبهه اصلاحات، موضع جبهه را بیان کند. جبهه اصلاحات باید در این باره تصمیم گیری کند و کار احزاب نیست که بخواهند درباره این موضوع بحث کنند. به هر حال آسیب‌شناسی جریان اصلاحات، پروژه ای است که عده ای محقق باید روی آن کار کنند و نتیجه را اعلام کنند. بنابراین در حال حاضر نمی توان اظهارنظر دقیقی ارائه داد.
*با توجه به آسیب شناسی در جریان اصلاحات، آیا می‌توان امکان فعالیت مجدد اصلاح طلبان برای انتخابات آتی یعنی انتخابات ۱۴۰۲ را متصور بود؟
جریانات سیاسی و حاکمیت، همه اعتبارشان را نزد مردم از دست داده اند یا اینکه بگوییم به میزان زیادی این اعتبار را از دست داده‌اند و به بیان دیگر اعتبارشان برای برگزاری یا شرکت در انتخابات، در حال حاضر کافی نیست. این مشکل اساسی است. وقتی ۵۲ درصد از مردم در انتخابات، شرکت نمی کنند، مشکل این ۵۲ درصد، جریانات سیاسی نیست بلکه مشکلشان، مجموعه حاکمیت است و طبیعتا به هر آنچه که گذشت، مردم بی اعتماد هستند و فکر می کنند دیگر آمدن به پای صندوق های رأی، نتیجه‌ای نخواهد داد. این مسئله ای است که رخ داده است. این مسئله درست نشود هیچ جریان سیاسی نمی تواند امیدوار باشد که بتواند در انتخابات رقابت کند. نکته بعدی، عملکرد شورای نگهبان است که اگر این عملکرد را به آن اضافه کنیم مزید بر علت می‌شود و امکان کُنش سیاسیِ انتخاباتی را از جریانات سیاسی سلب می‌کند. حاکمیت هم دیگر به دنبال مشارکت حداکثری نیست
بنابراین ما به صورت واضح دیدیم که این اتفاق در سال ۹۸ و هم در سال ۱۴۰۰ رخ داده است. با غیرقابل کنترل بودن این دو متغیر، شرکت در انتخابات، امکان پذیر نیست. یقینا هم اصلاح طلبان این مشکل را دارند و هم اصولگرایان. البته اصولگرایان یک میزانی از آراء سنتی را دارند. نکته بعدی این است که حاکمیت هم که به دنبال مشارکت حداکثری بود ، الان دیگر به دنبال مشارکت حداکثری نیست یعنی آن هم به صورت نانوشته در یک نقطه با مردم به تفاهم رسیدند یعنی مردم، رغبتی برای آمدن به پای صندوق های رأی ندارند در عین حال حاکمیت هم این را پذیرفته است و به تعبیری می گوید ما هم مزاحم مردم نمی شویم و بهتر است که پای صندوق های رأِی حضور پیدا نکنید در نتیجه با یک مشارکت حداقلی، انتخابات را برگزار می‌کنیم. این سه نکته، انتخابات را بی معنا کرد.
*در حال حاضر، برگ برنده اصلاح طلبان چیست و تا چه حد عملکرد این دولت و مجلس می تواند به اصلاح طلبان برای بازگشت به قدرت کمک کند؟
این زمانی است که مثلا ما به فراکسیون امید اشاره کنیم و بگوییم فلان دستاورد را داشته یا دولت آقای روحانی که اصلاح‌طلبان، آن را معرفی کرده بودند فلان دستاورد را داشته است. ما بعد از دوران احمدی‌نژاد، بزرگترین شعارمان، جنگ عملکردها بود؛ یعنی اصلاح طلبان، عملکرد احمدی نژاد اعم از قطعنامه هایی که علیه ما تصویب کردند، خطری که کشور را از نظر جنگ تهدید می‌کرد و تحریم‌ها را بیان می کردند و در مقابل، عملکرد آقای خاتمی در زمینه شاخص های اقتصادی، نرخ بیکاری و تورم و اوضاع بین المللی را بیان می کردیم. این دو عملکرد را در کنار هم قرار می دادیم و به مردم می گفتیم که قضاوت کنند آیا ما می توانیم بهتر به شما خدمت کنیم یا جریان روبرو؟
اصلاح طلبان الان چیزی برای گفتن ندارند/نباید فکر کنیم اگر این دولت و مجلس خوب نبودند مردم به سمت اصلاح‌طلبان می‌آیند
طبیعتا مردم آمدند و به آقای روحانی غیراصلاح طلب رأی دادند و او را به آنها ترجیح دادند. اما الان چه چیزی برای گفتن داریم؟ آیا می توانیم به عملکرد فراکسیون امید یا عملکرد دولت آقای روحانی استناد کنیم؟ اصلا همین عملکردها باعث دلسردی مردم شده است و حتی به صندوق رأی هم بی اعتنا شوند. بنابراین چیزی باقی نمی ماند که ما امیدوار باشیم که اگر این دولت یا مجلس خوب عمل نکرد مردم به سراغ اصلاح طلبان بیایند. من فکر می‌کنم مردم اصلا سراغ هیچ کدام از این گزینه‌های داخلی نخواهند رفت. *اصلاح طلبان در شرایط یکدستی حاکمیت سکوت را می پذیرند یا منتقد خواهند بود و یا….؟
اگر اصلاح طلبان بخواهند به صورت یک مجموعه تصمیم بگیرند این کار جبهه اصلاحات است، کار مجمع روحانیون مبارز است، کار احزاب اصلاح طلب است اما به صورت انفرادی، بنده انتقاد می کنم حتی به عنوان دبیرکل حزب نه، بلکه از موضع شخصی، نظراتم را بیان می کنم و درباره این دولت هم نظر می‌دهم. بنابراین این موضع، متفاوت است و موضع اصلاح طلبان نیست، اما موضع بنده به عنوان یک فرد اصلاح‌طلب است. هنوز مانده که اصلاح طلبان بخواهند درباره دولت، یک موضع روشنی اتخاذ کنند.
*وعده‌های آقای رئیسی در زمینه های مختلف از مسکن یک میلیونی و واکسن و سایر وعده ها را تا چه حد قابل تحقق می‌دانید؟
در حال حاضر نمی توان تحلیل کرد با این دولتی که آقای رئیسی انتخاب کرده است آیا می توانیم امیدوار باشیم یا خیر، اما باید منتظر بود ببینیم بالاخره آقای رئیسی چه برنامه‌ای دارند؟ چراکه تاکنون آقای رئیسی، برنامه‌ای ارائه نکرده است یعنی در زمان تبلیغات انتخاباتی هم برنامه ای ارائه نکرده است این کاملا مشخص است در حال حاضر هم برنامه ای ارائه نکرده است به بیان دیگر آقای رئیسی با حضور در تلویزیون نیز درباره هیچ برنامه ای صحبت نکرده است . ایشان به نوعی دچار روزمره گی است و کابینه ای را هم انتخاب کرده و منتظر است ببیند آنها چه کارهایی انجام خواهند داد. آنها باید برنامه آقای رئیس جمهور را اجرا کنند بنابراین چگونه ممکن است آقای رئیس جمهور از برنامه اش صحبت نکند و منتظر بماند آنها چه کار می کنند. آقای رئیسی باید برنامه داشته باشد و دولتی را هم که تشکیل می دهد برای اجرای آن برنامه باشد در حالی که چنین چیزی دیده نمی شود. یعنی آقای رئیسی تصور می کند فقط وظیفه داشت یک دولت انتخاب کند و خودش به استانها سفر کند. یقینا با این شیوه، آقای رئیسی موفق نخواهند بود.
*آیا اختلافات و ناهماهنگی بین تیم اقتصادی یعنی بین آقایان مخبر و محسن رضایی را می‌توان در راستای همین بی برنامه گی دولت رئیسی دانست؟
به گزارش آراز اذربایجان به نقل ازخبرآنلاین، بله، این گونه مسائل نوعی آشفتگی و بی برنامه‌گی را نشان می دهد یعنی آقای رئیسی اگر برنامه داشت آقای مخبر و آقای رضایی باید برای وی، بسیار متفاوت بودند چراکه این دو نمی توانند در یک جا بگنجند. بنابراین آقای رئیسی چون برنامه ندارد چنین مشکلاتی رخ می دهد. .Arazazarbaijan.siyasi@gmail.com

نوشته شده توسط admin در شنبه, ۲۰ شهریور ۱۴۰۰ ساعت ۱۱:۱۹ ق.ظ

دیدگاه


نُه − = 6