به یاد خاطرات جانگداز جگر سوختگان بمباران شیمیایی ســـردشت . . .

به یاد خاطرات جانگداز جگر سوختگان بمباران شیمیایی  ســـردشت . . .

سنبله برنجی شاهین دژ
گروه تحلیل: نخستین بار در ۶ اوت ۱۹۴۵ میلادی برای اولین در تاریخ حمله اتمی جهان به فاصله سه روز بر علیه دو شهر پرجمعیت هیروشیما و ناگازاکی ژاپن به وقوع پیوست، حمله ای که باید آن را استارتی برای آغاز عصر هسته ای جهان نامید. حادث? مرگ ساز و توحش باری که به عنوان بزرگترین لکه سیاه از بلای ساخته ی دست انسان متمدن در حافظه تاریخ بشریت مخصوصاً تاریخ ننگین جلادی و قساوت دولت آمریکا ثبت شد و فجایع، آثار سو و تبعات مرگبار آن حتی با گذشت قرن ها از یاد تاریخ زدوده نشده است.
۴۲ سال پس از فاجع? ننگین هیروشیما و ناگازاکی در تاریخ ? تیر ???? در روزی شوم و فراموش ناشدنی که مردم از همه جا بی خبر سردشت طبق روال عادی روزمره مشغول زندگی بودند و ابداً خبر نداشتند تا چند ثانی? دیگر چه فاجعه ای عظیم و چه بلای ناگهانی بر سرشان نازل خواهد شد نیروی هوایی رژیم بعث عراق به دستور مستقیم شخص صدام حسین که به حق باید وی را هیتلر ثانی نامید با رها کردن بمب‌های شیمیایی در چهار نقطه پر ازدحام این شهر مرزی جنایت هولناک بمباران شیمایی شهری مسکونی را بار دیگر تکرار کرد. شهری که فاقد کم ترین صنایع نظامی یا کارخانجات اسلحه سازی و یا زرادخانه های تدارکاتی بود. تشعشعات شیمیایی در عرض چند دقیقه تمام شهر را در هم نوردید و طومار زندگی ساکنان مظلوم را در هم پیچید. در این عملیات که فجیع ترین تهاجم شیمیایی بعد از شهرهای ناکازاکی و هیروشیما لقب گرفت بمب های شیمیایی که بر سر مشتی زن و کودک بی دفاع آوار گشت موجبات کشتار وسیع شهروندان بی دفاع، غیر نظامی و عادی را فراهم ساخت و مردم مظلوم این خطه را به سوی نابودی مطلق و عدم سوق داد و دوران توحش و جنایات مخوف بربریت را به اذهان متبادر ساخت.وقوع این جنایت آن هم در عصر مدرن جهان را در بهت و حیرت و ناباوری فرو برد و آثار و مشکلات منفی بیشماری بر جای گذاشت و احساسات ضد و نقیضی را در جهان برانگیخت. بمب های ریخته شده چهر? این خط? سرسبز و باصفا از آذربایجان قهرمان پرور را دگرگون و گلگون ساخت. ??? نفر از ساکنان شهر بلافاصله هنگام بمباران شهید و ???? تن دیگر در معرض گازهای سمی دچار مسمومیت شدید و حاد شدند. این تلفات جدا از صدها انسانی است که به صورت چراغ خاموش ماه ها و سال ها و حتی دهه های بعد به دلیل تأثیر مواد رادیواکتیو در اثر ابتلا به بیماری سرطان و دیگر بیماری های ناشناخته و مزمن جان خود را از دست دادند؛ چرا که تأثیر تشعشعات رادیواکتیو انواع سرطان ها ، بیماری های خونی و… را به ارمغان می آورد و عواقب سو و آثار مسموم آن روزها، ماه ها و حتی سال ها پس از انفجار خود را نشان می دهد. حتی سال ها بعد از انفجار نیز دهها نوزاد نارس، بیمار و ناقص الخلقه متولد شدند که باید سالهای زندگی شیرین را با هزاران رنج و درد و تلخی مصدومیت به پایان برسانند. هم اکنون نیز بازماندگانی که جان سالم بدر برده اند پس از سپری شدن قریب سه دهه با عواقب شوم این رخداد وحشیانه با دردهایی ناگفتنی سردرگریبانند و با رنجی بی پایان دست و پنجه نرم می کنند. اکنون نیز که چندین دهه از این رخداد شوم می گذرد هنوز میراث، عوارض و عواقب بمب های شیمایی در منطقه و ساکنان باقی مانده است.هر چند پس از بمباران هیروشیما و ناگازاکی، ژاپن مغلوب و تسلیم آمریکا شد اما شیر مردان قهرمان و ماده ببرهای صبور استان آذربایجان غربی همپا و همدوش تمام ایرانیان همواره در صحنه باقی ماندند و جبهه های نبرد و دفاع جانانه را هرگز ترک نکرده و تسلیم پیشه ننمودند تا عاقبت با غرور و تفاخر تمام به پیروزی افتخار آمیز نائل آمدند. اینجا سردشت است. تک? کوچکی از پازل قهرمان پرور آذربـــــایـــجـــان سرافراز، فرزند خلفی از فرزندان دیار نستوه استان غیرتمندمان که در نقط? صفر مرزی ایران و عراق واقع شده است. اسم اصلی این شهر «ساری داش» (سنگ زرد) بود که در دوران رضا شاه ملعون و در راستای اجرای سیاست های مزوران? ترک ستیزی و حذف عناوین اصلی ترکی با معادل فارسی “سردشت” تعویض شد. این شهر که تکه ی سرسبز و زمردینی از آذربایجان غرورانگیز است در سالگشت فاجع? غم افزا رخت حسرت و عزا در بر می نماید و ماتم زده می گردد. پشت بغض های فروخورده و ابری اهالی غیور این شهر آبی ترین احساسات ناب نهفته است. مصدومان مظلوم این شهر رؤیای تندرستی در سر می پرورانند و خوابی آرام، راحت و بی سرفه و بی دغدغه را به خود وعده می دهند. هر چند می دانند زندگـــی کاروانیســـت زودگــذر که نت های موسیقی دل انگیزش به دست قدار دشمنِ سرنوشت به زودی و زودتر از موعد خود آهنگ عدم خواهد نواخت. از دیدگاه این دلسوختگان دنیا تـــابلویی زیبــــا و فریـــبنده است که با نفرت دشمن دون ســـوخت و خاکستر شد ســـوزاند و خاکستر نشین کرد. در زندگی مشقت بار این مصدومان جگر شرحه هرگز رؤیاهای رنگین رخت حقـــیقت در بر نمی نمایند. در این برهه برای مصدومان بمباران شیمیایی سردشت عزیز چیزی جـــــــز مهــــــربانی و همدردی و همدلی معنایی ندارد. دردهــای دیـریـنـه ای که با وجود تک تک این فاجعه زدگان و حادثه دیدگان عجین گشته و وجودشان را به محبس زنجیر و اسارت درد و بیماری کشانده، بـس که نــالیــده اند و خون بالا آورده اند حنجره هایشان بوی خون و خونابه و تاول می دهد و آرزوی رها شدن از این آلام برایشان رؤیایی دست نیافتنی است. رنج جانکاهی که متحمل می شوند ناگفتنی و تفسیر ناشدنی است، چرا که به جرم بی گناهی محکوم به تحمل این رنج پایان ناپذیر گشته اند، محکوم به حبس زندان دنیا با هزار شاخ و برگ و اعمال شاقه، اینان مانند ریشه ای هستند که ناخواسته طعم تیش? دشمن دون و زبون را چشیده اند.
اوضاع جسمی، روحی و روانی بسیاری از این عزیزان تعریفی ندارد. از زمین و زمان بریده اند. انتظار روزی را می کشند که دوباره ورق برگردد و در رؤیایی دست نیافتنی خود را تندرست و رها و سبکبال ببینند و مغروق آرزوهای محالی شوند که هرگز به آن دسترسی پیدا نخواهند کرد. اوج تنهایی و عذاب جسمانی آنها در لحظات بارانی معنا می گیرد. در هوای مه آلود نفس تنگی هایشان عود کرده و شدت می گیرد. حکایت این عزیزان بد دردی است، چرا که عاشق دریا هستند اما نتوانسته اند زورقی شکسته از تندرستی برای خویش بسازند. دلباخت? سفر هستند اما در کمال تأسف همسفـر شدن با رنج و مرارت آنها دل شیر می خواهد. این عزیزان مدام زجر می کشند، اما ضجه نمی زنند، زخمی هستند اما ناله نمی کنند. بغضی فرو خورده منتظرِ بارش در گلویشان نشسته اما ترجیح می دهند گریه نکنند. حکایت درد آنها حکایت افرادی است که انباشته از فریاد و فغان هستند اما با صع? صدر سکوت پیشه کرده اند تا همهم? خس خس سینه هایشان گوش ناشنوایان استعمارگران مدعی حقوق کذب بشری را ناشنواتر سازد، چرا که حتی آسمان نیز مهرش را از اینها دریغ می کند. در بهار عمر و در عین جوانی اسیر فصل خزان و برگ ریزان پاییز گشته اند. هر چند کار نقاش معنا دادن به نقش است اما هیچ نقاش تردستی قادر نیست مهربانی را برای آنها به تصویر بکشد.
مهربانی نقش یار است اما صد حیف که یار این مظلومانِ تاریخ هنر نقاشی و تصویر گری را به ورط? فراموشی سوق داده است. جسم نحیفشان از شدت درد آنقدر درهم شکسته که گویی هر آینه با نوازشی خرد خواهند شد. با هر دم و بازدم انگار میخ های فولادین در استخوانهایشان فرو می کنند و…و اما بعد… هرسال در روز ?? اوت برای قربانیان بمباران‌های هسته‌ای در پارک یادمان جنگ شهر ناگازاکی یادبود باشکوهی برگزار می گردد.
در این روز مردم دوستدار صلح از سرتاسر دنیا دُرناهای کاغذی را که خودشان ساخته اند به مرکز ساداکو در پارک یادمان جنگ شهر ناگازاکی ارسال می کنند تا به این طریق با قربانیان و بازماندگان این حادثه تلخ ابراز همدردی کرده باشند و به این طریق تنفر خود را از به کارگیری و گسترش سلاح‌های هسته‌ای اعلام می نمایند. در این پارک مجسم? یادبودی برای دختر ?? ساله‌ای به نام «ساداکو ساساکی» برپا شده که بعد از بمباران هسته ای به دنیا آمد؛ اما در اثر تشعشعات رادیواکتیو باقی‌مانده از انفجار ناکازاکی، دچار سرطان خون شد و جان خود را از دست داد. طبق افسانه‌های ژاپنی، هر کس هزار دُرنای کاغذی بسازد، یکی از آرزوهایش برآورده خواهد ‌شد. ساداکو زمانی که در بیمارستان بستری بود و از بیماری حاد خود رنج می کشید، با تشویق دوستان و کمک برادرش شروع به ساختن درناهای کاغذی کرد، اما وقتی تعداد درناهایش به عدد ??? رسید از دنیا رفت، در حالی که روی تمام درنایش نوشته بود: من»صلح« را روی بال تو می‌نویسم تا تو به همه جهان پرواز کنی… در سال ???? میلادی، از مجسمه ساداکو در حالیکه درنایی طلایی در دست دارد در پارک صلح هیروشما پرده‌برداری شد.اما چرا در سردشت مظلوم ما پارکی با نام پارک صلح و دوستی احداث نشده است؟ چرا از خردسال ترین قربانی این کشتار ضد بشری پیکره ای تراشیده نشده و اصلاً چرا نمادی همچون دُرناهای سادکو برای این شهر انتخاب نشده که در سالروز این حادثه جانسوز توجه افکار عمومی جهان را متوجه خون های به ناحق ریخته شده بر فرش چمنی و مخملین رؤیایی این خطه از نگین آذربایجان غیور نماید؟ در مراسم یادبود قربانیان ژاپن نخست وزیر کشورشان شرکت می کند؛ اما در مراسم یادبود ما کدام یک از مسئولین رده بالای کشوری که پیشکش کدام یک از مسئولین استانی رنج سفر را به جان می خرند تا در سالروز این واقعه شوم با بودن در کنار این عزیزان و ابراز همدردی با آنها به این مردم غیور ثابت کنند به یاد آنها هستند و در رنجی که بر دوش نحیف خویش می کشند شریک هستند؟ استان مهجور آذربایجان غربی و اهالی نازنین آن تا کی باید شاهد این اغراضات مغرضانه باشند و …بخش هایی از این مقاله برگرفته از ویکی پدیا است.

نوشته شده توسط admin در شنبه, ۰۷ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۰۵ ق.ظ

دیدگاه


نُه − = 8