تقديم به خبرنگاران و روزنامه نگاران

با بال راستی‌ها و شجاعت‌ها

با بال راستی‌ها و شجاعت‌ها

سید نجم الدین دانیالی
ای چشم جهان، گوش جهان، جان خبرنگار ای نور رهان، عشق عیان، جان خبرنگار
۱- پیش خود چشمم را بستم ظواهر را ندیدم و اما با فکرم اطراف را دیدم و با دستم نیز توانستم مواردی را لمس کنم.
فرض کردم اگر چشمم در کل بسته بود، چه می‌شد، متوجه شدم که فکرم نیز نمی‌توانست چیزی را حس کند، نه بالش و دشنه ای، نه صلاح و غیر صلاحی، نه راه و چاهی و نه هموار و چاله ای. هیچ‌کدام را نمی‌دیدم و فی‌الفور محکوم به زوال می‌شدم، اما با چشم باز نه تنها راه و چاه را تشخیص می‌دهم، همچنین از دیدار یاران و زیبایی‌ها و گل‌ها لذت می‌برم و از این که خبرنگار چشم جامعه است به ضرورت وجود خبرنگار پی برده و افتخار می‌کنم.
۲- پیش خودم فرض کردم که قدرت شنیدن نداشته باشم و چیزی نشنوم نه صدای خطری بشنوم و نه صدای زیبایی و صلاحی، نه کسی تذکر به راهم دهد و نه صدایی از خطری که به سمت و سویم می¬آید، بشنوم آنگاه ضمن تصادف تکه تکه شده و داغون خواهم شد …اما با درک و احساس در گوشم این خطر از بین رفته همچنین در جاهایی با شنیدن آهنگ دلنشین موسیقی و نوایی زیبا از جمله چهچه قناری و هزار دستان، جانم حیاتی دوباره خواهد یافت، و از اینکه خبرنگار، گوش جامعه است به ضرورت وجود خبرنگار پی برده و افتخار می‌کنم. ۳- در صورت عدم وجود قدرت بویایی، بوی گل و زیبایی، بوی سلامتی و خوشبختی و پاکی، و یا بوی میکروب و زشتی و بوی فساد و بدبختی و ناپاکی را چگونه تشخیص دهم، و در کجا باید زندگی کنم، محیط و اطرافم را با چه گل‌هایی جهت افزایش سلامتی¬ها بیارایم و از چه محیطی باید دور باشم و ریشه ناپاکی‌ها را چگونه پیدا کرده و بخشکانم و چگونه راه سالم را انتخاب کنم، و با داشتن قدرت بویایی سالم ضمن تشخیص موردهای بالا از عطر گل‌های یاس و بهار نارنج و شب بو و… لذت خواهم برد و از اینکه خبرنگار احساس‌های زشت و زیبا را استشمام و سپس منعکس می‌نماید، به ضرورت وجود خبرنگار پی برده و افتخار می‌کنم.
۴- با داشتن حس لامسه سالم، چنانکه دستم را به سرما یا گرما نزدیک کنم، احساسم خبرم خواهد داد که آیا می‌توانم بدان نزدیک شوم یا نه و از اینکه خبرنگار، هر گوشه جامعه را لمس و آن را منعکس می‌کند به ضرورت وجود خبرنگار پی برده و افتخار می‌کنم l
5- بر سر سفره انواع خوراکی‌ها چیده می شود که بعضی شهد و درمان و بعضی‌ها زهر و فساد می‌باشند با چه نیرویی باید تشخیص لازم فراهم شود، بلی با کمک حس چشایی به کمک این حس می‌توان تا حدودی به صحت امر نزدیک شد و این خبرنگار است که شجاعت چشیدن و قدرت انعکاس آن را دارد و اینجاست که خبرنگار ظرف شهد و درمان و یا ظرف زهر و فساد را نشان می‌دهد و اینجاست که به ضرورت وجود خبرنگار پی برده و افتخار می‌کنم.
۷ – پیش خود زبان را لال و دهان را بسته فرض می‌کنم، خدای من، گشنه ام ولی چگونه بیان دارم، تشنه‌ام باید چگونه ابراز کنم و درد دارم چگونه بگویم و درمانش را چگونه بخواهم، رفیقم دارد به چاه می‌افتد چگونه مطلعش کنم.خطرهای بس بزرگ و دشنه های زهر آلود به سمت و سوی رفیقم می‌آیند و من که لال هستم چگونه خبرش کنم، آری من بی زبان چگونه حرف بزنم پس، برای حیات خویش و دیگران نیاز به زبان دارم و از اینکه خبرنگار زبان جامعه است به ضرورت وجودش پی برده و افتخار می‌کنم. بی همراهی چشم دیدن، گوش شنیدن، دماغ بوییدن، پوست لمس کردن، زبان چشیدن و دهان گفتن مغزم را منجمد و سنگ دیدم.آخ خدایم بی وجود هر یک از مقدسات فوق باید متحمل دردهای بسیار کلان باشم و سر تا سر آه بوده و ناله باشم؛ و هزار درد بدتر از مرگ را به جان بخرم؛ و جانم را ذره ذره با دردی مهلک از دست بدهم؛ و از اینکه خبرنگاری با مسئولیت دیدن، شنیدن، بوییدن، لمس کردن، چشیدن و گفتن عجین است و هر خبرنگار راستگو برای مغز یک یک انسان‌ها، احساس‌های بالا را اخذ و چون آیینه به تاریکی‌ها و سایه‌ها منعکس می‌کند به ضرورت وجود خبرنگار پی برده و افتخار می‌کنم. آری واقعا زیباست و زیباست که خبرنگار برای فرد فرد انسان‌ها قدم در جاده‌های صاف و نا صاف می‌گذارد و زیباست که خبرنگار به مردم پرِ پرواز و قدرت اوج به عروج می‌دهد و زیباست که خبرنگار احساس‌های متمایز حیات و انسان بودن را به جامعه بشری عرضه می‌دارد و زیباتر اینکه خبرنگار در بعضی موارد یعنی در مصاحبه‌ها با هوشیاری خط و خطوطی به جامعه ارائه می‌دارد که رئیس را از بعد استبداد ناخواسته به بعد خدمتگذاری بکشاند. بلی خبرنگار راستگو، خود، بهشت است و همچنین خالق بهشت و بهشت‌هاست و امیدواریم که از گوشه گوشه¬ی دنیا هر خبر نگار راستگو و جسور و شجاع و با درایت ما را با پروازش به اسمان زیبایی¬ها و دشت‌های گل، میهمان کند و آزادی و انسانیت و شرف را ارمغانمان بدارد و ما را صاحب بهشت‌های عدن کند و دموکراسی و انسانیت را گسترش و با هوشیاری ریشه هر گونه استبداد را خشکانده و باغ گل‌ها را به جهانیان هدیه دارد.

نوشته شده توسط admin در چهارشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۴:۴۷ ق.ظ

دیدگاه


9 − هفت =