اگر از کویر محنت بسلامتی گذشتی

اگر از کویر محنت بسلامتی گذشتی

یوسف پیربوداقی
گروه جامعه : شهر فرهنگی و تاریخی اورمیه…خدا نکند اینبار از سر ناچاری، خود به هجرت آغازد و اندک تمدن و تاریخ مانده خود را جای بگذارد و به هر آن کجا که نباشد اینجا روی آورد
* زچند وعده نیم خوبان یکی وفابکند؟
دراولین روزهای آغازین استانداری سعادت جماعت رسانه ها دیداری با وی داشتند و حرف و حدیث هایی هم به عنوان سوال و جواب در آن جمع مطرح شد. اگر چه استاندار با تمجید از رسانه ها و نقش آ نها صحبت کردواما هرکس دیگری هم بود از نوع سوالات برخی از رسانه چی ها می فهمید که جمعی ازاین جماعت یا خود شیفته اند و یا خودباخته و می شود فارغ از جنجال های رایج با اینان کنار آمد امااستاندار آذربایجان غربی اهل گفت و شنود مطبوعاتی از نوع امروزی نیست اگر نوعی ضرورت در کار نباشد شاید دور و بر این جماعت نگردد والبته این ها را هم خیلی دورو بر خود راه نمیدهد شاید به این دلیل حداقل که بی رونق بودن کاغذهایی بنام مطبوعات و جماعت دست اندرکار آنرا در این ولایت باور نموده و آزموده است شاید هم دلایلی غیر از این داشته باشد که صلاح کار پیش خسروان باشد والبته حساب خودی ها در همیشه دورانها جای خود دارند از اینجا نشنوید اما کنار آمدن نوع سعادتی از نوع دیگر است یعنی چیزی شبیه فاتحه است برای جمعی که در این محافل مطبوعاتی و رسانه ای روزگار می گذرانند با چندرغازی بنام درآمد و خرده نانی بنام رزق و روزی و احتمالاً به همین دلیل است که بعد از ورود استاندار سعادت به استان بدخیز آذربایجان غربی نه چیزی بنام روابط عمومی استانداری این جماعت را تحویل می گیرد ونه دیگران سازمانی واداری ، نه ارشاد مثلا متولی برای این جماعت تره خرد می کند ونه خودشان برای خودشان محفلی دارند و بساطی حد اقل برای خوش و بش مثل اینکه رکن دموکراسی حال و روز بدی خواهد داشت در این بلاد، مگر نه اینکه رئیس دولت به اولین نماشگاه مطبو عات دولت یازدهم نرفت و معاون وزیر نماینده مدیران مسئول روزنامه هاانتخاب گردید!!،
* دریاچه شور بخت و بقیه قضایا
چندی قبل استاندار ابلاغ های متولیان موسوم به کارگروه نجات دریاچه اورمیه را صادر کرد تا همگی تحت نظر معاونت عمرانی استاندار راهکارها و روش های متناسب را برای نجات دریاچه اورمیه ارائه نمایند اگرچه ترکیب این گروه پنج نفره همانند تشکیل یک محفل خودمانی را می ماند تا یک کارگروه کاری و عملیاتی اما در هر حال می تواند کورسوی امیدی باشد از این جهت که بعدها نگویند کاری نکردند
اما درست در همین اثنا بود که سخنان صدر خویی به صدر اخبار دریاچه نشست و نماینده خوی فارغ از کم و کیف امورات مربوط به دریاچه اورمیه داد فتوا دادند : که احیای دریاچه تا ?? سال دیگر محال است بمعنای دیگر نماینده خوی غیرمستقیم بیان داشت که دیگر چیزی بنام دریاچه اورمیه نخواهد بود اما از یک خطر جدی دیگر هم خبر داد که چاه های آب واقع در مناطق استان بویژه شهرستان خوی تونل های ماسه ای زیرزمینی را دارند می مکند و تخلیه می کنند و چند سال دیگر باید شاهد نشست زمین در مناطقی از استان بود.و هنوز مرکب سخنان صدر خویی خشک نشده بود که جناب کردوانی ملقب به پدر کویرشناسی سر از خبرگزاری ایلنا درآورد و سخنان قبلی خود را تکرار نمود که هر هزینه ای برای احیای دریاچه بی فایده است و اتلاف منابع.در همین حال سجاد نیکنام یکی از نویسندگان خوب محلی در نوشته ای بیان داشت که احیای دریاچه اورمیه قربانی سیاست بازیهای دولتمردان شده است و در واقع اراده ای برای انجام آن وجود نداردحال وقتی مجموعه این سخنان را که ظرف نیمه دوم مهرماه جاری بیان شده اند کنار هم بگذارید حاصل نگران کننده ای تجسم می شود حتی فراتر از ریزگزدها و کویرهای نمکی و بیماریهای ریوی اگر احیای دریاچه اورمیه ممکن نگردد حال چه ارادی باشد و چه غیر ارادی، اورمیه اولین قربانی تمام عیار آن خواهد بود – شهر فرهنگی و تاریخی اورمیه که اینک هویت فرهنگی و تاریخی خود را در مسلخ مهاجرت های مستمر از نوع سنگی و بیابانی به نظاره نشسته است خدا نکند اینبار از سر ناچاری، خود به هجرت آغازد و اندک تمدن و تاریخ مانده خود را جای بگذارد و به هر آن کجا که نباشد اینجا روی آورد.این سرزمین به شهادت تاریخ سالیان سال است سرزمین باغ شهرهاست. مردمان این دیار نه زندگی از نوع سنگی آنرا تجربه کرده اند و نه با شیوه سکونت بیابانی و کویری آشنایی دارند اگرچه سالهاست در حوزه فرهنگی و اجتماعی اینگونه روش ها بر گذرگاه های زندگی این مردم سایه افکنده است و این گذرها ی نفس گیر همچنان روبه گستردگی است و مدعیان فرهنگی و اجتماعی ایستگاه همچنان بر طبل تو خالی شعارنویسی خیابانی و ماشینی میکوبندتا صورت مسئله پاک شود اما در کنار این کویر فرهنگی و اجتماعی ، اگر کویر زیستی ناشی از خشکیدن دریاچه هم جدی شود آنوقت یاد از این سخن نیما ست که:کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را
* پایان خوش کویری
می گویند حاج میرزا آقاسی کرمانی صدراعظم دوره قاجاربرای سرکشی به احیاء قنوات املاک خود به کرمان رفت. – و بر بالای کارگران ایستاد که شنید: یکی از کارگران می گوید این سنگ و سنگلاخ که به آب نمی رسد و ناله و فغان می کرد از سختی کارحاج میرزا داد زد بر سر آن کارگر: که پدرسوخته تو کارت را بکن برای من اگر آب نمی شود برای تو که نان میشود.حالا بخشی از قضایای امورات سیاسی و اجرایی ما هم همینگونه است برای مردم آب نمی شود اما برای صاحبان این حرفه ها نان که می شوددر جامعه ای که سیاسی بازی و سیاست سازی بر همه چیز و همه جا سنگینی نماید. وعده های استاندارحواله سر خرمن میشود، ومنطقه آزاد تجاری ماکو، کمپین ترک اعتیاد راه می اندازد !! همشهری های معاون سیاسی اولویت می یابند و بدهکاران مردم طلب کار آنها می گردند.در چنین فضای پر ایهام و ابهام است که: یکی برای دریاچه آب می آورد و دیگری از آن نمک می دزدد. آن یکی جار میزند که شهر را آب و فساد یکجا برد و این یکی داد می آورد که در ?? سال مرگ شهر کجا بودید؟
* در چنین جامعه ای:
شهردارش از مجاهدت ?? ساله می نویسد و روزنامه نگارش دنبال یک لقمه نان می چرخد . استاد دانشگاهش هوس مجلس می کند وکارمنداداره اش انبوه سازتشریف دارد معلم فرهنگش مسافربر میشود، پزشک قسم خورده اش زیر میزی میگیرد و نماینده مجلسش بساط آهای دزد!! راه می اندازد و دلسوختگان اسیدی به نفرین اسید فروش روی می آورند و در تشییع پیکر یک هنرمند جوانمرگ نا باورانه انبوه بغض های نگران و فرو خفته است که بر کویر فرهنگ و هنر می ترکد. در پس و پیش چنین اوضاعی سالهاست که کچل زلفعلی میشود و کور چشمعلی وکویر محنت است که به وسعت یک فرهنگ و باور تجلی می یابد وگذر ازآن چه سخت و جانفرسا حال تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. و بیچاره نسلی که در پناه توهم کار و اشتغال و زندگی می اندیشید به اینکه:چرا مالزی اینگونه شد و ما نشدیم و چرا ویتنام به آنجا رسید که ما نرسیدیم حال اگرعمری شدو توفیقی برای این نسل سرگردان، بایدگفت :
چو از این کویر محنت بسلامتی گذشتی
به شکوفه ها ، به باران برسان سلام مارا

نوشته شده توسط admin در سه شنبه, ۰۴ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۵:۵۷ ق.ظ

دیدگاه


+ 7 = یازده