اندر حکایت “یاللی” در برخی مراسمات شهرمان

اندر حکایت “یاللی” در برخی مراسمات شهرمان

فرشید دیلمقانی
گروه اجتماعی: تازه شام را خورده ایم که یک هو متوجه می شویم بسته های سماق گذاشته بودند تا با کباب کوبیده بخوریم ولی هیچ کس متوجه نشده بود و همه شان آکبند مانده بودند. حیف شدند. ان شاء الله دفعه بعد بیشتر دقت می کنیم. ما و دیگر خیل عظیم معتادان به چای این طرف و آن طرف را سرک می کشیم و به دنبال مسئول چای می گردیم، بعضی ها فکر کردند دنبال پاکت و خودکار می گردیم که ناگهان پاکت ها توزیع می شوند تا هر کس گوروش (انعام) خود را در آن گذاشته و در صندوق بیاندازد.
خواننده ارکستر مردم را به یاللی دعوت می کند و توصیه های لازم را می کند ولی کو گوش شنوا. جوان بیست ساله ای که نصفش پسر است، دستمالی به دست گرفته و یاللی باشی می شود. آرایش غیر متعارف موی سرش، تئلی که بر روی چشم راستش افتاده، ناخنهای دراز، ابروهای برداشته، رژ خفیف لبهایش، انگشترهای بزرگ و گردن بندش، ریش بسیار کوچکی زیر لب با حرکت های زنانه خم شده و چنان حرکت باسنی نشان می دهد که … (انسان از مرد بودنش شرم می کند).
کم کم تعدادی جوان، میانسال، کودک و نوجوان و ریش سفید به یاللی ملحق می شوند. در میان جوانان و نوجوانان رقابت شدیدی برای تصاحب جایگاهی در ابتدای یاللی و حتی یاللی باشی در جریان است.
گاها این رقابت رنگ و بوی بی رحمانه و خشنی به خود می گیرد که مورد داشتیم دعوای شدیدی هم به راه افتاده بوده. رفتار برخی از جوان ها به قدری خارج از کنترل است که (استغفرلله) در مست بودن آنها شکی نیست! خواننده که به لحن ها و ریتم های اصیل آن موسیقی وارد نیست با عبارات و اشعار من درآوردی هنرنمایی می کند و با استفاده از چندین باند چنان جیغ و دادی به راه می اندازد که گوش فلک کر می شود. به رسم ادب و به خاطر محبوبیت یاللی هر کس از جایش بلند شده و دوری چند با یاللی می زند.
یاللی باشی ها اغلب ریتم ها و حرکات را بلد نیستند و سایرین هم داد می کشند که داری اشتباهی می ری. ابتدای یاللی یک حرکت دارد ، وسط طوری دیگر حرکت می کند و آخر یاللی هم چیزی کاملا متفاوت. ظرف یک دقیقه شش هفت بار یاللی باشی عوض می شود. اینبار یاللی باشی می شود جوانی که یک تی شرت اندامی پوشیده و وقتی دستش را بلند می کند نافش بیرون می زند. شلوار جین ریش ریشش با آن کفش های کتانی بزرگش هیچ سنخیتی با مجلس عروسی ندارد.
دور و بر خواننده پر شده از جوانهایی که هر کدام یک انعام دوهزار تومنی یا پنج هزارتومنی دستشان گرفته اند و از خواننده می خواهند که نام آنها و یا دوستانشان را از تریبون مجلس (عروسی) پخش کند. در میان یاللی از بلندگوها فقط اسامی افرادی به گوش می رسد که انعامی داده اند و با دو هزار تومن خود را برای چند صد نفر تبلیغ و معرفی می کنند. آقایی دست پسربچه چهارساله خود را گرفته و مشغول رقص یاللی می باشد، نه خودش بلد است نه پسرش.
کم کم تمرکز یاللی به هم می خورد و بی نظم تر از همیشه می شود.عروسی پسر یکی از آشناهاست. حتی داماد من را نمی شناسد. اصلا حواس داماد به مهمانها نیست. حواسش به اینست که هر طوری شده یاللی باشی را به دست آورد. التماس می کند، پول می دهد، فشار می آورد، تهدید می کند، دوباره پول می دهد، اعمال زور می کند و در این بین کم مانده کت وی پاره شود. بالاخره دستمال را به دست می آورد و چون می داند که ده ثانیه بیشتر این پست در اختیار وی نخواهد بود چنان جیغی می کشد و دست و پای خود را به اطراف پرت می کند که همه می گویند : ” داماد ذوق زده شده.
“دوستانی که مشغول رقص یاللی هستند برگشته و ما را به پایکوبی دعوت می کنند. یک لحظه نیم خیزی برداشتیم اما دوباره مایوس شده نشستیم. یاللی به چند قسمت تقسیم شده است. نمی دانیم به کدام گروه ملحق شویم.کمترین تعداد دو نفر و بیشترین آن شش هفت نفره است. چندین دستمال در هوا دیده می شد.
خواننده همچنان داد می زند و به گمان خود هر چه تنور داغ تر و مجلس بلبشورتر ، مردم لذت بیشتری خواهند برد. چند نفر هم به اتفاق تعدادی دختربچه و پسربچه آن وسط برای خود مشغول رقصیدن باباکرمی هستند. بعد از یکی دو دور چرخیدن بسیاری از ریش سفیدان رفته و در جای خود می نشینند و با قیافه ای ناامید و مایوسانه نظاره گر جوانانی هستند که بر سر یاللی باشی آشوبی به پا کرده اند.
دیگر ریش سفیدی در یاللی نمی ماند اگر هم مانده آن ته ها جا خوش کرده اند و یاللی تبدیل به تکاپویی شده که برای کسب مقام یاللی باشی. دیگر از آن ریتم های سنگین و اصیل آذربایجانی (بویژه قاراپاپاقی مثل روینا، سوسقایی، حبیلبان، …) خبری نیست. خواننده هر از چند دقیقه ریتم یاللی را عوض می کند، بعضی از هاوا ها برای گوش خیلی نامانوس هستند.
خواننده متن ترانه های استانبولی و کرمانجی را بر روی یاللی می خواند. یاللی دور تند به خود می گیرد و کم کم نمی دانی این یاللی است یا بریک دنس با دی جی فلانی؟! چون فقط پریدن و جیغ کشیدن افراد را می بینی. دیگر عروسی ها هم لطفی ندارند. دل انسان هوس یکی از آن عروسی های اصیل ۲۰ -۳۰ سال پیش را می کند که نه سیستم صوتی بود نه خواننده ارکستری.
خواننده ها اعضای خود یاللی بویژه یاللی باشی بود که می خواند و دیگران نیز از وسط یاللی او را مشایعت می کردند. گاه گاهی هم همه افراد با هم برخی قسمت ها را می خواندند. عجب اتحادی بود و عجب انسجامی.
*یاللی چیست و فلسفه یاللی چیست؟
در باب یاللی به عنوان یکی از رقص های ملی و جمعی آذربایجان مقالات متعددی نوشته شده که به طور جامع به تاریخچه یاللی پرداخته اند که از بهترین نمونه ها می توان به مقاله مبسوط دکتر ابراهیم فیاض و اصغر ایزدی جیران با عنوان ” یاللی: حرکت و معنا در یک رقص آذربایجانی” اشاره کرد.یاللی ، نظام معنایی پدیدهای فرهنگی و انسانشناختی است که پندار ما را بر آن میدارد که بتوانیم ساختار واجزاء این هنر اجرایی را در زمینه فرهنگ و جامعه پدیدآورنده آن قرار داده و بفهمیم.
این امر ما را به بررسی رابطه بین شکل و محتوا رهنمون میکند.در طول تاریخ انسان ها پی بردند که برای شکار بهتر، پیروزی در جنگ ها، و حل مسائل و مشکلات زندگی فقط یکپارچگی و درکنارهم بودن، راه حل مشکلات است. به این دلیل برای نشان دادن این یکپارچگی دست به دست هم می دادند.
در جنگ ها برای مقابله با دشمن به صورت گروهی و دست در دست هم، دوش به دوش ایستاده و سعی در ترساندن دشمن داشتند. در مراسم های مذهبی دیگر حلقه زده به دور خورشید (آتش) پایکوبی می کردند.
( تصاویر حکاکی شده از یاللی بر روی صخره های پیدا شده در “قوبوستان“ و “سونگون اهر”، اثبات کننده این مدعاست.)یاللی رزم است و بزم. حرکت ها در یاللی همگی در اصل برگرفته از سنت های جنگی و مذهبی می باشند که به مرور زمان در مراسمات دیگر از جمله عروسی ها به صورت بزم نیز اجرا می شوند. رقص آذربایجانی و یاللی های ما تنها رقص های موجود در دنیا می باشند که حرکت ها به صورت میمیک های صورت و حرکت های دست و پا می باشند و حرکت باسن در آنها وجود ندارد.
حرکات در این رقص ها بیشتر جنبه حماسی، نبرد، تاختن اسب، آئین سنتی-مذهبی ، نمای شور و نشاط زندگی، الهام گرفته از پرندگان و طبیعت و خود زندگی می باشد نه تحریک جنسی دیگران. یاللی نماد هشیاری و دقت است. همگی بایستی به یک شیوه رفتار کنند. نباید در صفوف انقطاع حاصل شود. همه سعی دارند خود را شجاع و دلیر نشان دهند. همه افراد یاللی لبخند می زنند و انرژی مثبت صاتع می کنند.
بدن به صورت عمودی و کشیده و سر بالاست. گویی همه آماده پیکار هستند.
سینه ها سپر هستند و دست ها در دست هم گره کرده. نحوه قرار گرفتن دست ها نیز طوری است که هر کس برتری شخص سمت راست خود را تصدیق میکند. در یاللی ادب و ارکان حاکم است.
در یاللی قدم ها استوار است. غرور و متانت بر یاللی حاکم است. تو گویی دشمن با نیروهایش در مقابل شما صف کشیده و لذا مجال هیچ رخوت و اشتباهی نیست.
در یاللی نظم و سازمان حاکم است. یاللی نماد و مینیاتوری از یک جامعه است. جامعه ای کوچک که دل به رهبری یک شخص ( یاللی باشی) سپرده و حرکت می کند. در این جامعه هر کس در جایگاه خود قرار دارد، بعد از یاللی باشی پیرمردان یا زنان آغ بیرچک قرار می گیرند ، سپس میانسالان ، بعد از آنان جوانان و در انتها نیز نوجوانان .
اعضای یاللی ریتم های موسیقی را خوب بلد هستند و نیک می دانند چگونه همگام با طبل و شیپور (توی زورنا) نظام خود را حفظ کنند. هر چه حرکات هماهنگ تر ، موزون تر، با صلابت تر و هارمونیک تر باشد به همان اندازه آن جامعه از انسجام و اقتدار برخوردار است.
در میدان رزم و بزم یک یاللی وجود دارد نه چندین دسته. وجود چندین دسته به معنای چندگانگی و گسستگی نیروها می باشد. همه یک چشم به پای یاللی باشی یا فرد سمت راست خود دارند و حرکات خود را با آنان تنظیم می کنند. سرگروه های یاللی معمولا حرفه ای ترین رقاص ها هستند.
چوب یا دستمالی به دست ،گروه را هدایت و حکمرانی می کنند و دارای مهارت فوق العاده ای هستند. این افراد را در مناطق مختلف با اسم های مختلفی صدا می زنند مثلا : یاللی باشی، جنگی باشی، هالای باشی، ائل باشی، توی باشی، مرشد و … این افراد چنان حرمت و قدرت نفوذی پیدا می کنند که سالیان طولانی به مجری و گرداننده های مراسمات و عروسی های مختلف تبدیل می شوند.
اکثر اوقات به “یاللی باشی”، شخصی که در انتهای گروه می ایستد، (آیاقچی) کمک می کند. یاللی باشی مرتبا تعویض نمی شود و معمولا در عروسی ها از میان ریش سفیدان، میانسالان، بزرگان، افراد متشخص و کاربلد انتخاب می شوند و حتی تعویض یاللی باشی برای هدایت گروه دارای تشریفات خاص خود می باشد.
لباسی که افراد در یاللی به تن می کنن باید کاملا رسمی ،آراسته و در شان آن مجلس باشد. مخصوصا یاللی باشی که در حکم نمونه تیپیک از آن جامعه می باشد که همه او را الگو قرار داده اند. اهمیت یاللی باشی به قدری زیاد است که از قدیم ضرب المثل های زیادی در مورد آن به کار رفته و می رود: ( فیلانی ائله بیل هالای (یاللی) بوزان دی – یاللی باشینی وئرسن ایتین الینه، یاللی نی چکر تاباق باشینا، …).
کلمات و اشعار خوانده شده در حین یاللی بسیار ظریف و با دقت انتخاب می شوند. همگی متناسب با موقعیت و مرتبط با مساله و موزون با آن یاللی می باشند. آمیخته ای از احساسات پاک عاشقانه به همراه اشعار حماسی که یادآور تاریخ و فرهنگ این سرزمین می باشند. ترانه هایی مثل ایلنمز ایلنمز، تاتار گلین، کوچگونن گل مارال، بیر یانا بیر یانا، آراز آراز ، آمان آی خویلوم، … هر شنونده ای را به وجد می آورد.
پایان سخن
توازن و انسجام هر جامعه را می توان از آداب و رسوم خاص آن سنجید. رقص های ما به عنوان میراث معنوی گذشتگان تشکیل دهنده بخشی از فرهنگ ما می باشند.
آنها را بر طبق استانداردهای اصولیشان (اتیکت هایشان) آموخته و به فرزندان خود آموزش دهیم. در فلسفه آنها اندیشیده و با مطالعه درباره ذات آنها عمیقتر از قبل در جهت پاسداشت آنان گام برداریم.
به یاد داشته باشیم که همه ملت های دنیا دارای رقص نیستند و ما آذربایجانیها جزو معدود مللی هستیم که دارای انواع اصیل رقص های فردی و جمعی هستیم که به نوعی بخشی از هستی و هویت ما را شکل می دهند.
پس جهت حفظ و انتقال صحیح آن به نسل های آینده باید تلاش مضاعف کرد. در سالهای قبل عده ای از جوانان شهرمان با تلاش فراوان سی دی های انواع یاللی های محلی را با توضیحات و نمونه اجرایشان آماده و توزیع کردند که در اغلب فروشگاه های لوازم فرهنگی موجود می باشد.
با تهیه و مشاهده آن سی دی ها اصول صحیح اجرای این رقص های گروهی را آموخته، در باب چگونگی پیدایش و تکمیل این یاللی ها تحقیق و مطالعه کرده و با آگاهی آنها را در مراسمات اجرا کنیم. به امید روزی که این المان های فرهنگی باستانی به عنوان میراث بشری روزی بخشی از برنامه آموزشی مدارس و دانشگاه های ما شوند.

نوشته شده توسط admin در دوشنبه, ۰۷ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۵:۱۹ ق.ظ

دیدگاه


6 × = سی