اعدام در ملأعام از نظر حقوق بشری و شهروندی قابل دفاع نیست

اعدام در ملأعام از نظر حقوق بشری و شهروندی قابل دفاع نیست

مهرشاد ایمانی
گروه اجتماعی: اعضای کمیسیون حقوقی و قضایی به ابعاد خشونت‌آمیز و غیرموثر اعدام در ملأعام توجه ندارند.
- با اعدام یا قصاص در ملأعام دو مجازات بر مجرم تحمیل می‌شود؛ نخست مجازات فعل ارتکابی و دوم ریختن آبروی او
- بزهکاری که قرار است به قصاص، اعدام یا سایر مجازات‌ها محکوم شود، باید همان یک مجازات را تحمل کند،اِعمال مجازات در ملأعام، تحمیل نوعی مجازات مضاعف بر محکوم است.
- وقتی جان انسانی گرفته می‌شود، بردن آبرو و حیثیت او کار درستی نیست زیرا او تنها جان یک‌انسان را گرفته است
- اعمال مجازات در ملأعام نادرست است زیرا با این عمل، خانواده محکوم نیز مجازت می‌شوند و آبروی آن‌ها پایمال می‌شود
- از نظر حقوق بشری و حقوق شهروندی اعدام در ملأعام به ‌هیچ ‌وجه قابل دفاع نیست
- در اعدام در ملأعام با پیش‌فرضی عیان، عموم مردم مجرمان بالقوه قلمداد می‌شوند که با اصل برائت در تضاد است
- اعدام در ملأعام علاوه بر آنکه اِعمال مجازات بر مجرم است، مجازاتی برای دیگر افراد جامعه محسوب می‌شود
- علم کیفرشناسی اقتضا دارد که راه‌های ترمیمی جایگزین خشونت‌های اجتماعی شود و چنین اصلاحی با اعدام در ملأعام محقق نمی‌شود چند روز پیش بود که حسن نوروزی، سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی گفت که طرح نحوه اجرای احکام اعدام، قطع عضو و نقص عضو مبنی بر ممنوعیت این موارد درملأعام بررسی شد اما از آنجایی که این موضوع در ماده۴۹۹ قانون آیین‌دادرسی‌کیفری مورد توجه قرارگرفته است، پیگیری آن در شرایط فعلی جامعه ضرورتی ندارد. این طرح که به طور کلی مبنی بر ممنوعیت اجرای اعدام، قطع عضو و شلاق در ملأعام است، تاکید دارد که در صورت الزام شرعیِ اجرای احکام در ملأعام نباید بین تماشاچیان افراد کمتر از ۱۵سال حضور داشته باشند. چند نکته از طرح مزبور می‌توان دریافت کرد؛ نخست آنکه در صورت تصویب این طرح اصل بر عدم اجرای احکام در ملأعام قرار می‌گرفت و دوم در صورت ضرورت شرعی به هیچ وجه کودکان زیر۱۵سال نباید به تماشا می‌ایستادند. در مقابل این دو نکته واضح و صریح کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس با استناد به ماده۴۹۹ قانون آیین‌دادرسی‌کیفری مدعی شده که همین موضوعات در ماده مذکور پیش‌بینی شده است. در ماده اخیر آمده است: «اجرای علنی مجازات ممنوع است، مگر در موارد الزام قانونی یا در صورتی‌که به لحاظ آثار و تبعات اجتماعی بزه ارتکابی، نحوه ارتکاب جرم و سوابق مرتکب و بیم تجری او یا دیگران، دادگاه خود به پیشنهاد دادستان اجرای علنی مجازات را ضروری تشخیص دهد و اجرای علنی مجازات را در رای تصریح کند». در واقع ماده۴۹۹ با طرح مذکور تفاوت دارد زیرا استثنای مقرر در این ماده محدود به الزام قانونی، آثار و تبعات اجتماعی بزه و پیشنهاد دادستان است؛ در صورتی که در این طرح تنها یک استثنا آمده و آن الزام شرعی است. با قید الزام شرعی دایره اجرای سلب حیات یا شلاق یا قطع عضو در ملأعام محدودتر می‌شود زیرا دیگر با توجیهات اجتماعی یا تشخیص مقام قضایی تحقق این امر ممکن نیست. از سوی دیگر در ماده۴۹۹ به هیچ عنوان سن تماشاگران در نظر گرفته نشده است؛ در صورتی که محدودیت سنی یکی از ارکان طرح اخیر است. با تمام این شرایط کمیسیون حقوقی و قضایی صلاح دانسته است که همچنان ترویج خشونت اجتماعی از طریق اجرای احکامی مانند اعدام، قصاص نفی یا عضو و شلاق در منظر مردم باشد. نوروزی گفته است که این موضوع در ماده۴۹۹ پیش‌بینی شده است. این سخن نیز از دو سمت دارای ایراد است. یکم آنکه به دلایل گفته شده این طرح شرایط جدیدی را بر اجرای احکام در ملأعام پیش‌بینی کرده است و دوم آنکه اگر تکلیف این موضوع را قانون‌گذار قانون آیین‌دادرسی‌کیفری مشخص کرده است چرا نمایندگان اقدام به مطرح‌کردن این طرح در کمیسیون حقوقی و قضایی کرده‌اند؟ یعنی آن‌ها نمی‌دانسته‌اند که ماده‌ای در قانون آیین‌دادرسی‌کیفری تکلیف را معلوم کرده است؟ نکته مهم دیگر این است که طرح اخیر در صدد اصلاح قانون برآمده است و اگر حکمی درباره موضوعی در قانون بیاید به معنای وحی منزل نیست و همین طرح‌ها یا لایحه‌های موخرالتصویب نسبت به قانون سابق می‌توانند اصلاح‌کننده قانون و به تبع آن منسوخ کردن قانون پیشین درباره موضوع مورد بحث باشند. بنابراین استدلال این کمیسیون قدری غیردقیق و غیرحقوقی است.
ضرورت‌های اجتماعی در ممنوعیت اعدام در ملأعام
از سوی دیگر اعضای کمیسیون حقوقی و قضایی به ابعاد خشونت‌آمیز و غیرموثر اعدام در ملأعام توجه ندارند. بسیاری از جامعه‌شناسان باور دارند که در ذبح گوسفند نیز نباید کودکان به تماشا بایستند؛ حال اگر این موضوع را به سلب جان یک انسان تعمیم بدهیم درخواهیم یافت دیدن جان‌دادن یک انسان -خواه بزهکاری که کیفر اعمال خود را پس می‌دهد- باعث ترویج خشونت اجتماعی می‌شود؛ چنانچه در طرح اخیر نیز کودکان از مشاهده اعدام، قصاص و شلاق در ملأعام منع شده‌اند. دیگر آنکه اساسا دلیلی ندارد وقتی یک نفر کیفر اعمالش را تحمل می‌کند، افراد دیگری نیز در این تحمل کیفر شریک شوند. در واقع نظاره اعدام کیفری بر عموم جامعه است زیرا ایشان مجبور به مشاهده می‌شوند. شاید گفته شود که افرادی که در محل اعدام حاضر می‌شوند با اراده خود آمده‌اند اما این سخنِ نادرستی است زیرا بستن شوارع عامه برای برگزاری مراسم سلب حیات یک انسان ناقض حقوق عمومی است و به نحوی از انحا عموم مردم مجبور به تماشا می‌شوند.
مجرم دانستن همه جامعه
مدافعان اعدام یا قصاص در ملأعام باور دارند که این شیوه کیفر باعث درس عبرت دیگران و تنبیه اجتماعی می‌شود. این سخن نیز صحیح نیست زیرا در چنین گزاره‌ای یک پیش‌فرض یعنی مجرم دانستن بالقوه تمام مردم نهفته است. این موضوع اصل شخص بودن جرم و مجازات را نقض می‌کند؛ به این معنا که بر اساس این اصل هر فردی مسئول تبعات عمل مجرمانه خود است. در معرض عمومی قراردادن اجرای مجازات علاوه بر آنکه اِعمال مجازات بر مجرم است، مجازاتی برای دیگر افراد جامعه محسوب می‌شود.
اِعمال مجازات مضاعف بر مجرم
با اعدام یا قصاص در ملأعام دو مجازات بر مجرم تحمیل می‌شود؛ نخست مجازات فعل ارتکابی و دوم ریختن آبروی او. بزهکاری که قرار است به قصاص، اعدام یا سایر مجازات‌ها محکوم شود، باید همان یک مجازات را تحمل کند و اِعمال مجازات در ملأعام، تحمیل نوعی مجازات مضاعف است. وقتی جان انسانی گرفته می‌شود، بردن آبرو و حیثیت او کار درستی نیست زیرا او تنها جان یک‌انسان را گرفته است و این امر فقط یک مجازات دارد. از لحاظ تطبیق با اصل شخصی‌بودن مجازات‌ها هم، اعمال مجازات در ملأعام نادرست است زیرا با این عمل، خانواده محکوم نیز مجازات شده و آبروی آن‌ها پایمال می‌شود. از نظر حقوق بشری و حقوق شهروندی اعدام در ملأعام به‌هیچ‌وجه قابل دفاع نیست زیرا مجازات، واکنش یک انسان نسبت به انسانی دیگر است. شاید بر همین اساس، امروزه بعضی از مجازات‌های شرعی مانند صلب تعطیل شده یا مجازاتی چون رجم با شرایطی اعمال می‌شود. از دیدگاه روان‌شناسی جنایی نیز اعدام در ملأعام موجب تشدید خشونت می‌شود.
اضمحلال فرهنگی
البته در خوانش این موضوع نباید از فرهنگ عمومی غافل شد. بی‌تردید اینکه برخی از افراد از ساعات ابتدایی صبح در محل اعدام یا قصاص حاضر می‌شوند و از آن صحنه به‌شدت خشن فیلم می‌گیرند یا حتی آن را در فضای مجازی منتشر می‌کنند، حکایت از اضمحلال فرهنگ بخشی از جامعه دارد. معلوم نیست که آن افرادی که با شور فراوان از خواب خود می‌زنند و با فرزندان خود به محل اجرای حکم می‌آیند، از چه چیز لذت می‎برند؟ وقتی از خشونت افسارگسیخته اجتماعی سخن می‌گوییم، یعنی چنین حالتی که افراد چه محکوم و چه تماشاگر اجرای حکم در چرخه باطل خشونت غرق می‌شوند و این تسلسل هیچ‌گاه پایان نمی‌پذیرد. نکته دیگری که بایدبه‌آن اشاره شود، اختیار و تشخیص مقام دادستانی در برگزاری یا عدم برگزاری اعدام و قصاص در ملأعام است. قتل یک جرم شخصی است و دادستان نمی‌تواند خارج از محدوده محکوم و محکوم‌علیه تصمیم‌گیری کند؛ این درحالی است که ماده۴۹۹ قانون آیین دادرسی کیفری تشخیص این مهم را برعهده دادستان قرار داده است. در واقع دادستان به عنوان مدعی العموم می‌تواند به احقاق حقوق از دست‌رفته مردم بپردازد، نه آنکه به جای مردم برای دیدن یک صحنه خشن تصمیم بگیرد. به گزارش آرازآذربایجان به نقل از سرپوش در نهایت باید گفت که طرح ممنوعیت نحوه اجرای احکام اعدام، قطع عضو و نقص عضو در ملأعام می‌توانست سرآغازی بر پایان بخشی از خشونت اجتماعی باشد که متاسفانه اکنون از دستور کار کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس خارج شده است و باید امیدوار بود که این طرح دوباره بررسی شود تا در صورت امکان مورد تصویب اکثریت نمایندگان مجلس و در نهایت تایید شورای نگهبان قرار بگیرد.
[email protected]

نوشته شده توسط admin در دوشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۹:۴۸ ق.ظ

دیدگاه


× 6 = سی شش