از اعماق تاریخ تا معاصرت امروز

از اعماق تاریخ تا معاصرت امروز

علی رزم آرای
گروه فرهنگی:ازجمله ابعاد مهم در چگونگی انتخاب سبک وشیوه زندگی در افراد به شکل جمعی و فردی بعد محیط است. محیط زندگی انسان از خانه تا جامعه و نیز محیط جغرافیایی آن به شکل زمان¬مند در شکل¬گیری منش فکری اخلاقی و شخصیت جمعی و فردی او تأثیر فراوان دارد.
برای مثال: محیط شلوغ شهری و ماشینیزم مسلط بر آن در انسان روحیه مصرف را ایجاد کرده و نیز تقویت می¬کند. تولید مبتنی بر این مصرف نیز با سود همراه است انسان مصرف¬زده و سودانگار بیشتر سودای زندگی مادی را دارد. این تنها جنبه مشترک انواع زندگی شهری است.
هر قدر از این محیط سردر گم شهری در شویم. تبعات مصرف گرایی و سودانگاری کم و تضعیف می شود اما از بین نمی رود. زندگی روستایی بینابین در حال تأثیرپذیری از زندگی شلوغ شهری است و همین دلیل روشنی در شهری شدن مردمان روستایی. برای مثال در لباس، پخت نان و …
اگر از نظر زمانی نیز عقب تر برویم شهرهای را برای زندگی مساعدتر می¬یابیم و روستاها را به طبیعت روستایی نزدیکتر!
به عبارت روشن¬تر با تغییر محیط و تحول آن ( مثبت یا منفی) شیوه زندگی انسان در فردی و جمعیت تغییر می کند. اگر شیوه زندگی و سبک زندگی را نگاه انسان و جهان بینی او نسبت به خود و جهان پیرامونش بداینم این جهان¬بینی با تغییرات محیطی در او تغییر می¬کند. در بعد تاریخی نیز چنین چشم اندازی حکمفرماست.
در اعماق تاریخ و در میان انسان¬های اولیه نیز این الگو حاکم بوده است. سبک و شیوه زندگی آنان در دوران پارینه سنگی بر سه نیاز اولیه استواربوده: پوشاک خوراک، مسکن.با کشف آهن و سپس آتش و شروع این دو عصر نوع زندگی او گسترش و تنوع نیازهای فوق و نیز تغییر محیط زندگی او از جنگل به غار و سپس یکجانشینی و تسلط بر کشاورزی و ظهور فرهنگ¬ها و تمدن¬های مختلف شیوه زندگی انسان جمعی تر شدن و فردیت ان یا جمع معنا شد.
در نیاز جدیدی به سه مورد فوق اضافه شد: ابراز! ابزار شکار، کشت و ذرع، جنگ، پخت و پز، نوشتن و نگارش، آرایش و پیرایش، ساخت و ساز و ….
در ادامه به دو نوع شناخته شده زندگی انسان های اولیه که متأثر از محیط بوده و با شناخت او از محیط و پیرامون و نی از خود تغییرکرده است اشاره می شود:
شیوه جنگل‌‌نشینى
در این دوره انسان در جنگل‌ها زندگى مى‌کرده و مانند میمون‌هاى آدم‌نما خوراک خود را از میوه‌هاى درختان و گوشت برخى از جانوران و ساقه میوه گیاهان تأمین مى‌کرده است. نوع زندگى انسان با آنچه که نزد حیوانات پیرامون او وجود داشته تفاوت چندانى نداشت.
اساسى‌ترین تفاوت آنها تکامل مغز انسان بود، که او را قادر مى‌ساخته در مقابل عوامل خارجى عکس‌العمل‌هائى داشته باشد و او را در مقابل مشکلات وادار به اندیشیدن و چاره‌جوئى مى‌کرد. مى‌توان گفت که انسان، حتى در ابتدائى‌ترین مراحل تکوین زندگى اجتماعی، تحت تأثیر دو جریان متقابل بین انسان و طبیعت، اعمال نسبتاً آگاهانه‌اى داشته است.
در این‌باره گوردون چایلد مى‌نویسد: جانوران با اعضاء بدن و به کمک طبیعت خود با محیط سازش مى‌کنند ولى انسان با ابزار و اختراعات با سختى‌هاى محیط مى‌سازد (انسان خود را مى‌سازد)
قائم بودن انسان سبب شده است که دید او از آنچه که در اطراف او مى‌گذرد وسیع‌تر باشد. با این دید وسیع توانست اتفاقات را پیش‌بینى کند. قائم بودن سبب شد که دست‌هاى انسان را در اختیار خود قرار گیرد .
به‌راحتى بتواند براى برداشتن، نگهدارى و تغییر شکل اشیاء پیرامون خود از آنها استفاده کند.
به سبب وجود، جنگل‌ها در مناطق گرم استوائى و نیمه‌استوائى و نیمه‌مداری، زندگى جنگل‌نشینى بیشتر در این مناطق شکل گرفته است، شرایط آب و هوائى و رطوبت زیاد سبب شد که آثار زیادى از ابزار و وسایل زندگى آنها و حتى استخوان‌هاى بدن آنها به دست نیاید. باستان‌شناسان ولى بر این باور هستند که انسان‌هاى نخستین میلیون‌ها سال در شیوه? زندگى جنگل‌نشینى به‌سر برده‌اند تا توانسته‌اند به مرحله? دیگرى از شیوه زندگى یعنى غارنشینى یا دیگر شیوه‌هاى زندگى دست یابند.
شیوه غارنشینى
براى انسان¬های اولیه تغییر محیط زندگى و یا تغییر در شیوه? زندگی، که منشاء بنیادى داشته باشد، میسر نبود مگر آنکه یک تحول و دگرگونى عمده‌اى در شرایط و امکانات طبیعى پیرامون آنها روى داده باشد.وقوع برخى از حوادث طبیعى مثل تغییرات شدید در آب و هواى زمین به سبب نابودى بسیارى از جنگل‌ها و حیوانات شد، عده‌اى از این شرایط جان سالم به در بردند و توانستند به حاشیه? جنگل‌ها آمده و با شرایط جدید سازگارى پیدا کنند.
استفاده? بالقوه از امکانات اورگانیکى این موجودات مقاوم مانع از توقف سیر تکامل زندگى انسان گردید. آنها براى حفظ خود به کوه‌ها، دامنه? کوه‌ها، شکاف کوه‌ها و حفره‌ها طبیعى کوهستانى و مناطق دیگرى که تهیه? غذا امکان‌پذیر بود کوچ کردند. از دوره? زندگى غارنشینى انسان آثار فراوانى کشف شده است که مبین شیوه? زندگى انسان از دیدگاه‌هاى اعتقادی، هنرى و معیشتى مى‌باشد.
غارنشین شدن انسان شیوه? تغذیه او را تغییر داد، یعنى او را بدل به یک موجود گوشتخوار کرد. زیرا از دنیاى فراوانى‌هاى جنگل رانده شد و به جائى پناه آورد که خود باید غذاى خود را فراهم کند. باید با استفاده از هوش و تفکر خود به چاره‌اندیشى بپردازد تا غذائى به‌دست آورد.
شرایط جدید او را وادار به ساختن ابزار و سلاح‌هاى شکار حیوانات کرد. او با استفاده از سنگ‌هاى نوک‌تیزى که در غار پیدا مى‌کرد به ساختن انواع تبر و نیزه سنگى پرداخت، و با نصب آنها برروى چوب از آنها به‌عنوان آلت قتاله استفاده کرد.
آنها جانوران بزرگى مانند خرس‌ها، کرگدن‌ها، ماموت‌ها و گاوهاى وحشى را، به‌طور گروهى و دسته‌جمعی، شکار مى‌کردند، به درون غار مى‌کشیدند و با کاردهاى سنگى آنها را تکه‌تکه کرده و مى‌خوردند.در این دو نوع از شیوه زندگی تغییرات ایجاد شده به شکل کلان به تغییر محیط زندگی انسان از سرما به گرما، کمبود و تنوع مواد غذایی، نیاز به ابزار و نیز نیاز جدید دیگر یعنی امنیت باز می¬گردد.

نوشته شده توسط admin در شنبه, ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۰۵ ق.ظ

دیدگاه


چهار × 7 =