ادامه زندگی مشترک در جاده تاریک طلاق عاطفی

ادامه زندگی مشترک در جاده تاریک طلاق عاطفی

گروه خانواده وسلامت:گاهی به زنان و مردانی بر میخوریم که مدتهاست نسبت به یکدیگر مِهر، دوستی و علاقه ندارند و حتی گاهی زمینه روابط آنها را خشم و نفرت تشکیل میدهد اما به زندگی مشترک خود ادامه میدهند.
آنها دلایلی برای این کار خود دارند که از آن جمله میتوان به نبودن شرایط بهتر، وجود بچهها و نگرانی از بابت واکنش خانوادهها، مشکلات اقتصادی، ترس از آینده و… اشاره کرد.
زمانی یک ازدواج در شرایط سفید و بیخطر است که طرفین بتوانند در آن تمام نیازهای زیستی، روانی و اجتماعی خود را تأمین کنند. هرگاه ازدواج از ارضا کردن یکی از جنبه ها ناتوان باشد، محکوم به شکست خواهد بود حتی اگر از هم به صورت رسمی جدا نشوند.اگر زن و شوهر نتوانند همصحبت تنهاییهای هم شوند، اگر مقابل رشد اجتماعی هم بایستند و اگر… هر کدام از اینها میتواند زندگی را گورستان عشق کند.
در طلاق عاطفی دو نفر جسمشان کنار هم خواهد بود اما روزبهروز از هم دورتر میشوند. این اتفاق ممکن است یکطرفه یا دوطرفه باشد و در اغلب موارد به مرور زمان رخ میدهد. جذابیت، کشش، علاقه و عاطفه مثبتی که نسبت به هم داشتهاند در بین آنها رنگ باخته است. به عبارتی حساسیتها، کنجکاویها و نگرانیهایی که آنها نسبت به هم نشان میدادند فروکش میکند و باعث ایجاد کرختی در بین آنها میشود اما این مشکل هم مانند هر مشکل دیگری راهحلهایی دارد که با هم مرور میکنیم.انسانها در طول زمان تغییر میکنند اگر از تغییرات هم با خبر نشوند، نمیتوانند کنار یکدیگر بمانند. ازدواج مانند رسیدن دو خط به یکدیگر است و نقطه تلاقی دو خط، آغاز مسیر با هم بودن میشود. اگر دو خط بعد از تلاقی مماس هم حرکت کنند یا حداقل به صورت موازی و در کنار هم به مسیر ادامه دهند، مشکلی پیش نمیآید اما کار از آنجا خراب میشود که بعد از تلاقی دو خط، هر دو از نقطه مشترکشان بگذرند و به سمت وسویی بروند. هرچه بیشتر حرکت میکنند، از هم دورتر میشوند.پیش از شروع زندگی مشترک دختر و پسر میدانند که هر کدام کجای جهان ایستادهاند اما بعد از اینکه وارد زندگی میشوند، یادشان میرود از خیلی چیزها با هم حرف بزنند. کل صحبتهایشان حول خانه، خرید، بچه ها، مهمانی و مسائلی از این قبیل خواهد بود و هیچ تلاشی هم برای همراهی هم نمی کنند. هرکدام مشغول زندگی خویش هستند. سالها میگذرد و یکی از همسران تا مدرک دکترا پیش میرود و آن یکی هنوز دیپلم دارد البته این به خودی خود مشکلساز نیست اما زمانی مشکلساز است که آن همسری که دیپلم باقی مانده، سطح اطلاعات و دانش خود را بالا نبرده باشد.در حرف زدن، لباس پوشیدن و اظهار نظر کردن همان آدم ۱۰ سال پیش باقی مانده اما همسرش یک دنیا تغییر کرده است. این دو حتی نمیتوانند با دوستان خانوادگی مشترک در رفتوآمد باشند چون خواسته هرکدام از آنها از ارتباط متفاوت است.گاهی این تفاوت در تربیت بچهها هم خیلی آزاردهنده میشود. البته منظور این نیست که زن و شوهر باید مانند کپی و رونوشت هم باشند یا هر کاری یکی از آنها انجام داد، آن یکی هم انجام دهد بلکه مقصود این است که یکدیگر را در رؤیاها و انتظارات خود شریک کنند. بگذارند اگر قرار است به سمتوسویی بروند، همسرشان هم با خبر باشد از او کمک بگیرند و گامهایشان را به کمک هم بردارید. آن وقت اگر هر کدام تغییری کردند، به جایی رسیدند، ردّ پای حمایت همسرشان نمیگذارد او را فراموش کنند.رابطه دو نفره زناشویی نمیتواند خودبه خود در طول زمان به همان اشتیاق و گرمای روزهای اول باقی بماند. یکنواخت شدن زندگی پس از ازدواج امری طبیعی است، اما ادامه دار شدن آن میتواند آسیب جدی به زندگی مشترک برساند. ارزشمندترین چیزهایی که ما روزی برای به دست آوردنش بسیار تلاش کردیم، بعد از مدتی برایمان عادی میشود. این موضوع در مورد افراد اطرافمان هم صدق میکند. چند وقت است که به صورت مادرتان با دقت نگاه نکردیددر دنیای پرجاذبه امروز، زن و مردی میتوانند همسر خوبی باشند که بهترین شریک ممکن برای همسرشان شوند. البته ذکر این نکته ضروری است که به رابطه زناشویی، نگاه صرفاً جنسی نداشته باشید. این رابطه، زمان مناسبی است برای بده بستانهای عاطفی. یک جمله معروف است که میگوید: »هرچه روابط خارج از خانه با جنس مخالف گرمتر شود، روابط داخل خانه سردتر میشود.«
روابط خارج از خانه با جنس مخالف یعنی چه؟ یعنی همان ارتباط ساده با همکارتان که ممکن است به نظر شما خیلی عادی بیاید و مدعی باشید بسیار پاک و دوستانه است اما به مرور صمیمیت ایجاد شده، ناخودآگاه در صمیمیت شما با همسرتان تأثیر خواهد گذاشت.برخی به بهانه روشن فکری و به روز بودن، می گویند روابط زن و مرد میتواند در اوج صمیمیت و نزدیکی، پاک بماند. به بهانه های مختلف ساعتها با هم به صورت حضوری، تلفنی و اینترنتی در ارتباط هستند و فراموش میکنند قصه زن و مرد، داستان آتش و پنبه است.آمار و ارقام میگوید، بیشتر آنها که در دریا غرق می شوند، شناگران ماهر هستند. کسانی که بیش از حد به خودشان و تواناییشان اعتماد دارند، وقتی تن به آب میزنند، فکر غرق شدن هم نمی کنند به همین دلیل بیمحابا جلو میروند و هر چه به آنها بگویی: »بیشتر از این جلو نرو« میگویند: حواسم هست! اما غافل از اینکه دریا هزاران بازی پنهان دارد. این موضوع شبیه روابط با جنس مخالف خارج از خانه است. وقتی با جنس مخالفی در دانشگاه و محل کار یا حتی فامیل بیش از حد صمیمی می_شوی، هر از گاهی که از درونت چیزی به تو هشدار میدهد، میگویی حواسم هست! به خودت اطمینان داری و شاید خودت را گول میزنی که این رابطه فقط یک دوستی ساده است اما غافل از اینکه این روابط ساده هزاران بازی پنهان دارد. یک زمان به خودت میآیی و خود را در حال غرق شدن می بینی.ارتباط صمیمانه خارج از چارچوب یکی از بزرگترین آفتهایش این است که رنگ و جلای رابطه با همسرت را کم میکند. علتش هم معلوم است. وقتی در خانه با همسر خود رابطه دارید، به علت صمیمیت و زندگی روزمره و مشکلات آن، طبیعی است که دلخوری، اختلاف یا بی توجهی پیش میآید. رابطههای خارج از خانه همیشه به نوعی ساختگی و همراه با بار هیجانی حبابوار خواهد بود به همین علت وقتی در کنار هم قرار می گیرید، ناخود آگاه احساس می کنید، شریک خانگی مشکلی دارد که رابطه با او همیشه با خنده و حرفهای قشنگ همراه نیست. روزبهروز از او فاصله میگیرید و دورتر میشوید.
فراموش نکنید که شما باعث به دنیا آمدن فرزندتان هستید پس وظیفه دارید تا آنجا که میتوانید در خوشبختی آنها بکوشید. فکر نکنید برای خوشبخت کردن آنها باید اسباب بازیهای گران بخرید یا آنها را در مدارس غیرانتفاعی ثبتنام کنید. عاملی که فرزند شما را خوشبخت میکند این است که او احساس کند در فضایی سرشار از عشق و علاقه زندگی میکند. بچهها باهوشتر از آنی هستند که فکر می کنید. طلاق بر آنها آسیبهای بیشماری وارد می کند. زندگی زناشویی با دعوا و اختلاف آنها را آزار میدهد اما طلاق خاموش، صدمه هایی جبرانناپذیر به احساس و آیندهشان خواهد زد. بدترین آسیب این است که فرزندان شما احساس میکنند زندگی زناشویی دوست داشتنی نیست. یاد میگیرند تا سرد و خاموش رفتار کنند. ابراز علاقه به همسر، مشورت، همدلی، با هم بودن و بسیاری از مهارتهای همسرداری، باید در خانه و توسط والدین به کودکان آموزش داده شود. وقتی سرمای رابطه شما فضای خانه را یخ زده میکند، آنها همسران خوبی برای زندگی بعدی نخواهند بود.
زن و مردی که از هم جدا میشوند اما طلاقشان جایی حک نمیشود، آسیبهای زیادی میبینند. آنها سرشار از نیازهای ارضا نشده باقی می مانند در حالی که اگر جداییشان رسمی بود، این امکان وجود داشت هر کدام با فرد دیگری شروعی دوباره و منطقی داشته باشند.

نوشته شده توسط admin در پنجشنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۴:۴۸ ق.ظ

دیدگاه


سه − 1 =