ARAZAZARBAIJAN

احساسات منفي را پس نزنيد


احساسات منفي را پس نزنيد

گروه خانواده و سلامت: بررسي‌ها نشان داده‌اند که احساسات به طور يکسان براي افراد خوب يا بد نيستند.


 در عوض، احساسات مختلف مي‌توانند در انواع خاصي از موقعيت‌ها منجر به نتايج بهتري شوند. به نظر مي‌رسد احساسات مانند يک چاقوي ارتش سوئيس عمل مي‌کنند - ابزارهاي احساسي مختلف در موقعيت‌هاي خاص مفيد هستند.
يادتان هست آخرين باري که در چيزي شکست بدي خورديد، چه غمي به سراغتان آمد؟ يا آخرين باري که آنقدر نگران يک رويداد پيش رو بوديد که نمي‌توانستيد براي روزها تمرکز کنيد؟ تجربه اين نوع احساسات ناخوشايند است و حتي مي‌تواند طاقت‌فرسا به نظر برسد. افراد اغلب سعي مي‌کنند از آنها اجتناب يا آنها را سرکوب کنند و ناديده بگيرند. اما تحقيقات اخير نشان مي‌دهد که احساسات مي‌توانند مفيد باشند و حتي احساسات منفي نيز مي‌توانند مزايايي داشته باشند.
بررسي‌ها نشان داده‌اند که احساسات به طور يکسان براي افراد خوب يا بد نيستند. در عوض، احساسات مختلف مي‌توانند در انواع خاصي از موقعيت‌ها منجر به نتايج بهتري شوند. به نظر مي‌رسد احساسات مانند يک چاقوي ارتش سوئيس عمل مي‌کنند - ابزارهاي احساسي مختلف در موقعيت‌هاي خاص مفيد هستند.
غم؛ بهبود شکست
غم زماني اتفاق مي‌افتد که افراد احساس مي‌کنند هدف يا نتيجه مطلوبي را از دست داده‌اند و هيچ کاري براي بهبود اوضاع نمي‌توانند انجام دهند. اين مي‌تواند شکست در يک بازي يا شکست در يک کلاس يا پروژه کاري باشد، يا از دست دادن رابطه با يکي از اعضاي خانواده. غم پس از برانگيخته شدن، با چيزي همراه است که روانشناسان آن را حالت غيرفعال شدن انجام کار کم، بدون رفتار يا برانگيختگي فيزيکي زياد مي‌نامند. غم همچنين تفکري را به همراه دارد که جزئي‌تر و تحليلي‌تر است و باعث مي‌شود که شما بايستيد و فکر کنيد.
مزيت توقف و تفکري که با غم همراه است اين است که به افراد کمک مي‌کند تا از شکست بهبود يابند. وقتي شکست مي‌خوريد، معمولاً به اين معني است که موقعيتي که در آن هستيد براي موفقيت مساعد نيست. به جاي اينکه در اين نوع سناريو فقط به جلو حرکت کنيد، غم باعث مي‌شود که افراد يک قدم به عقب بردارند و آنچه را که اتفاق مي‌افتد ارزيابي کنند.
وقتي افراد غمگين هستند، اطلاعات را به روشي سنجيده و تحليلي پردازش و از ريسک اجتناب مي‌کنند. اين حالت با حافظه دقيق‌تر، قضاوتي که کمتر تحت تأثير فرضيات يا اطلاعات نامربوط قرار مي‌گيرد و تشخيص بهتر دروغگويي ديگران همراه است. اين تغييرات شناختي مي‌تواند افراد را به درک شکست‌هاي گذشته و احتمالاً جلوگيري از شکست‌هاي آينده تشويق کند.
غم مي‌تواند زماني که احتمال جلوگيري از شکست با کمک ديگران وجود دارد، متفاوت عمل کند. در اين شرايط، افراد تمايل به گريه دارند و مي‌توانند برانگيختگي فيزيولوژيکي بيشتري مانند ضربان قلب و تنفس سريع‌تر را تجربه کنند. ابراز غم، از طريق اشک يا به صورت کلامي، اين مزيت را دارد که به طور بالقوه افراد ديگر را براي کمک به شما در دستيابي به اهدافتان جذب مي‌کند. به نظر مي‌رسد اين رفتار در نوزادان شروع مي‌شود، با اشک و گريه به مراقبان علامت مي‌دهد که کمک کنند.
خشم؛ غلبه بر يک مانع
خشم زماني رخ مي‌دهد که افراد احساس مي‌کنند در حال از دست دادن يک هدف يا نتيجه مطلوب هستند، اما مي‌توانند با حذف چيزي که سر راهشان است، وضعيت را بهبود بخشند. مانع مي‌تواند بي‌عدالتي باشد که توسط شخص ديگري انجام شده يا مي‌تواند کامپيوتري باشد که هنگام تلاش براي انجام کار، مرتباً از کار مي‌افتد. خشم پس از برانگيخته شدن، با «آمادگي براي عمل» همراه است و تفکر شما بر روي مانع متمرکز مي‌شود.
مزيت آمادگي براي عمل و تمرکز بر آنچه سر راه شماست اين است که شما را براي غلبه بر آنچه بين شما و هدفتان قرار دارد، انگيزه مي‌دهد. وقتي افراد عصباني هستند، اطلاعات را به سرعت پردازش مي‌کنند و قضاوت مي‌کنند، مي‌خواهند اقدام کنند و از نظر فيزيولوژيکي برانگيخته مي‌شوند. در آزمايش‌ها، خشم در واقع نيروي ضربات افراد را افزايش مي‌دهد که مي‌تواند در برخوردهاي فيزيکي مفيد باشد. خشم در موقعيت‌هايي که شامل چالش‌هايي براي اهداف هستند، از جمله بازي‌هاي مقابله‌اي، پازل‌هاي پيچيده، بازي‌هاي ويديويي با موانع و پاسخ سريع به وظايف، منجر به نتايج بهتري مي‌شود.
ابراز خشم، چه به صورت چهره‌اي و چه به صورت کلامي، اين مزيت را دارد که ديگران را به باز کردن راه ترغيب مي‌کند. وقتي طرف مقابل عصباني به نظر مي‌رسد يا مي‌گويد که عصباني است، احتمال بيشتري وجود دارد که افراد در مذاکرات تسليم شوند و در مورد مسائل تسليم شوند.
اضطراب؛ آمادگي براي خطر
اضطراب زماني رخ مي‌دهد که افراد يک تهديد بالقوه را درک مي‌کنند. اين مي‌تواند سخنراني براي مخاطبان زيادي باشد که در آن شکست، عزت نفس شما را به خطر مي‌اندازد، يا مي‌تواند يک تهديد فيزيکي براي خود يا عزيزان باشد. اضطراب پس از برانگيخته شدن، با آمادگي براي پاسخ به خطر، از جمله افزايش برانگيختگي فيزيکي و توجه به تهديدها و خطر، مرتبط است.
آمادگي براي خطر به اين معني است که اگر مشکلي پيش بيايد، مي‌توانيد به سرعت براي جلوگيري يا اجتناب از آن واکنش نشان دهيد. هنگام اضطراب، افراد تهديدها را به سرعت تشخيص مي‌دهند، زمان واکنش سريعي دارند و در حالت آماده‌باش بالايي هستند. گشاد شدن چشم که اغلب با ترس و اضطراب همراه است، حتي به افراد ميدان ديد وسيع‌تري مي‌دهد و تشخيص تهديد را بهبود مي‌بخشد.
اضطراب بدن را براي عمل آماده مي‌کند، که عملکرد را در تعدادي از کارهايي که شامل انگيزه و توجه هستند بهبود مي‌بخشد. اين امر افراد را براي آماده شدن براي رويدادهاي آينده، مانند اختصاص دادن وقت براي مطالعه براي امتحان، انگيزه مي‌دهد. اضطراب همچنين باعث ايجاد رفتارهاي محافظتي مي‌شود که مي‌تواند به جلوگيري از تبديل شدن تهديد بالقوه به واقعيت کمک کند.
کسالت؛ خروج از يکنواختي
در مقايسه با ساير احساسات، تحقيقات کمتري در مورد کسالت انجام شده، بنابراين به خوبي درک نشده است. به نظر مي‌رسد کسالت زماني رخ مي‌دهد که وضعيت فعلي فرد هيچ واکنش احساسي ديگري ايجاد نمي‌کند. سه موقعيت وجود دارد که اين کمبود مي‌تواند در آنها رخ دهد: وقتي احساسات محو مي‌شوند، مانند شادي خريد يک ماشين جديد که به حالتي خنثي تبديل مي‌شود؛ وقتي افراد به هيچ چيز در وضعيت فعلي خود اهميتي نمي‌دهند، مانند حضور در يک مهماني بزرگ که هيچ اتفاق جالبي در آن نمي‌افتد؛ يا وقتي افراد هيچ هدفي ندارند. کسالت لزوماً به اين دليل که هيچ اتفاقي نمي‌افتد، ايجاد نمي‌شود - کسي که هدفش آرامش است، ممکن است از نشستن آرام و بدون هيچ تحريکي کاملاً راضي باشد.
پژوهشگران روانشناسي معتقدند که فايده کسالت در موقعيت‌هايي که افراد از نظر احساسي واکنش نشان نمي‌دهند، اين است که باعث ايجاد تغيير مي‌شود. اگر هيچ چيز در موقعيت فعلي شما ارزش واکنش نشان دادن را ندارد، تجربه ناخوشايند کسالت مي‌تواند شما را به جستجوي موقعيت‌هاي جديد يا تغيير نحوه تفکرتان ترغيب کند. کسالت با ريسک‌پذيري بيشتر، تمايل به نوآوري و تفکر خلاق مرتبط دانسته شده است. به نظر مي‌رسد که مانند يک چوب دستي احساسي عمل مي‌کند و افراد را از موقعيت فعلي خود بيرون مي‌کشد تا به کاوش و خلق بپردازند.
استفاده از ابزار احساسات
به گزارش آراز آذربايجان به نقل از سلامت نيوز،مردم مي‌خواهند شاد باشند. اما تحقيقات نشان مي‌دهد که يک زندگي رضايت‌بخش و پربار شامل ترکيبي از احساسات مثبت و منفي است. احساسات منفي، حتي اگر تجربه آنها حس بدي داشته باشد، مي‌توانند افراد را براي شکست، چالش‌ها، تهديدها و کاوش انگيزه داده و آماده کنند.


برچسب ها:

تاریخ: 1404/07/02 11:49 ق.ظ | دفعات بازدید: 1912 | چاپ


مطالب مشابه dot
آخرین اخبار dot
مشاهده مشخصات مجوز در سامانه جامع رسانه‌های کشور