آفازی چیست

آفازی چیست

قسمت دوم
اکبر منتظری نیا
گروه خانواده وسلامت:اکولالیا: تکلم نا مفهوم همراه با اختلال بارز فهم.کند گویی: تکلمی که به طور غیر طبیعی کند است.دیسفونی: اشکال در صحبت کردن یا درد هنگام تکلم.
ب ) اختلال زبانپریشی:آفازیک : اختلال در برون ده زبانی.
زبانپریشی حرکتی: اختلال تکلم به علت اختلال شناختی که در آن قدرت فهم دست نخورده می ماند ، اما توانایی صحبت کردن به میزان زیادی از بین می رود (زبان پریشی بروکا ، غیر سلیس یا بیانی نیز گفته می شود).زبان پریشی حسی: از دست رفتن توانایی درک معانی لغات به علل عضوی ؛ تکلم سلیس و خودانگیز اما نا مربوط و نامفهوم است (زبانپریشی ورنیکه ، سلیس و دریافتی نیز نامیده می شود).زبانپریشی اسمی: اشکال در پیدا کردن نام درست یک شیء ( نامپریشی و زبانپریشی نسیانی نیز نامیده می شود).زبانپریشی نحوی: ناتوانی برای تنظیم توالی مناسب کلمات.زبانپریشی نامفهوم: کلمات ادا شده کاملا ساخته و پرداخته خود بیمار هستند (نئولوژیک)؛ کلمات بی معنی با زیر و بم متفاوت و لحن متغیر تکرار می شود.زبانپریشی سرتاسری: ترکیبی از زبانپریشی غیر سلیس بارز و زبانپریشی سلیس شدید. ناگویی: ناتوانی برای صحبت کردن به دلیل نقص عقلی یا دوره ای از زوال عقل (دمانس).
هرزه گویی: استفاده غیر ارادی از زبان زشت و زننده ؛ در اختلال توره و برخی موارد اسکیزوفرنی دیده می شود.آفازی را باید بتوان از نظر بالینی تشخیص داد چرا که وجود آن معرف وجود ضایعه در کرتکس یا بلافاصله زیر کرتکس و زیر نیمکره چپ است.در این زمینه دو استثنا ء وجود دارد: برخی از افراد که بااصطلاح چپ دست هستند نیمکره راست را جهت تکلم به کار می گیرند.فازی مربوط به ذکر اسامی (آنومیک) این آفازیا ممکن است بعلت اختلالات متابولیک و یا ضایعات فضا گیری باشد که فشار ایجاد می کند.
پنج نوع مختلف آفازی:دیس لکسیا:واژه دیسلکسیا مشتق از الکسیاست و آن را به عنوان از دست دادن توانایی خواندن به سبب ضایعات مغز نظیر ضربه ی مغزی تعبیر کرده اند. الکسیا که آنرا کوری کلمات اکتسابی نیز می گویند نزد بزرگسالانی دیده می شود که قبلا خواندن را فرا گرفته اند. در مورد کودکانی هم که نتوانسته اند به طور طبیعی خواندن را فراگیرند این احتمال هست که دارای صدمات مغزی باشند صدماتی شبیه به آنچه که در انواع الکسیای بزرگسالان دیده می شود. با این تفاوت که در بزرگسالانی که توانایی خود را در خواندن از دست می دهند بیشتر الکسیای اکتسابی ودرمورد کودکانی هم که در یادگیری خواندن شکست می خورند بیشتر اصطلاح الکسیای رشدی یا نارساخوانی(دیسلکسیا) بکار برده می شود.در این حالت کودکان علیرغم تجارب کلاسی در حصول به مهارتهای خواندن شکست می خورند.
دشواری دست یابی به شواهد تجربی در تکمیل نقطه نظرات طبی همواره وجود داشته ،حتی در زمان اخیر نیز با معاینه ی مستقیم مغز کودک این کار تقریبا غیر ممکن می نماید .بنابراین مشکل است که تشخیص نارساخوانی را براساس شواهدی دال برآسیب مغزی یا اختلال در کارکرد نظام عصبی سازیم، چراکه اینکار خود،ماهیتاِّ یک امر فرضی است.دیس نومیا : دیسنومیا به ناتوانی دریادآوری و بیان نام اشیاءوامور مربوط می شود.کودک ممکن است به جای هرکلمه و امری که نتواند آنرا بخاطر آورد واژه ی »چیز« را بکار برد،یا تلاش کند در اطراف موضوع توضیحات و مطالب اضافی دیگری بگوید. برای مثال،وقتی از یک دختر بچه ده ساله خواسته شد که نام غذا و غذاهایی را که برای ناهار تهیه کرده بودند بگوید شروع به اطاله کلام و اطناب در توصیف خود کرد: »که یک چیز گرد وقرمز بود واسمش به جوجه شباهت داشت« البته منظور او گوجه فرنگی بود ولی نمی توانست آنرا بخاطر آورد.آپراکسیا:برخی از کودکان صدای کلمه را به یاد می آورند ،اما نمی توانند زبان و اندامهای گویایی خود را برای تولید صدای مناسب کلمه موافق میل خود حرکت داده و آنرا اداء نمایند.البته آنها لزوما دارای فلج عضوی نمی باشند. این حالت به عنوان نوعی آپراکسیا قلمداد شده است و دشواری در اعمال حرکتی هدفدار قلمداد می شود .این اصطلاح طبی منعکس کننده نقص در سیستم اعصاب مرکزی است.درگونه دیگری از آفازیا ی بیانی ،کودک می_تواند کلمات ساده یا عبارتهای کوتاه را بگوید اما در تدوین جمله های کامل ناتوان است .البته بسیاری کودکان مدارس ما که مقاصد خود را با استفاده از کلمات و عبارت ساده بیان می کنند جزو دارندگان اختلال زبان محسوب نمی شوند. آفازی بروکا:این نوع آفازی در اثر ضایعه در منطقه بروکا و یا نواحی مجاور آن بوجود می آید و خصوصیات آن بقرار زیر است:
حرف زدن به آهستگی صورت گرفته و سلیس نیست و بعلاوه هجای کلمات دچار اشکال بوده و با سعی زیاد بیمار صورت می گیرد. حرف زدن بیمار باصطلاح تلگرافی است. بدین معنی که کل حرفی که بیمار می زند بسیار کاهش پیدا کرده و بیمار لغات کوچک و یا انتهای برخی لغات را در هنگام تکلم حذف کرده و آنرا ادا نمی کند.درک لغات نوشته و یا گفته شده خوب است و ایرادی ندارد.تکرار یک لغت هر چند که با سعی و زور زدن صورت می گیرد خوب است لیکن تکرار یک عبارت با اشکال صورت می گیرد، بصورت عباراتی که با یک فعل کمکی همراه هستند . نظیر : ….. واست یا ….. مگر باشد و یا …..اما است و …در هنگام نوشتن دارای حالت آفازیک است.کودک در نام بردن اشیاء مختلف دچار اشکال است.ضعف عضلات یک طرف بدن وجود دارد که معمولا در بازو شدید تر از پاست و این حالت بعلت نزدیک بودن کورتکس حرکتی به منطقه بروکااست. از کمبود و نقص خود مطلع است و غالبا وازده و دچار افسردگی است. با کمال تعجب در برخی موارد می توان مشاهده نمود که کودک قادر است بدون اختلال تکلم ملودی ای را زمزمه کند و حتی آفازی وی در هنگام فحش دادن و نفرین کردن دیگران از بین می رود.آفازی ورنیکه:به علت ضایعه منطقه ورنیکه و یا نواحی مجاور آن به وجود می آید: سخن گفتن کودک واضح و دارای ریتم و هجای طبیعی می باشد لیکن بیمار از نظر ارایه اطلاعات و مطالب دچار مشکل می باشد زیرا که از الفاظ زاید و لغات بی محتوی و نادرست استفاده می کند.از لغات و صداهای نادرست استفاده می کند . مثلا بجای این که بگوید این دست من است می گوید این شبدر من است.در درک لغات گفته شده و یا نوشته شده دچار اشکال است.طرز نوشتن مثل سخن گفتن دچار اشکال است هر چند که شیوه نویسندگی ممکن است درست باشد.تکرار لغات و عبارات دچار اشکال است. نام بردن اشیاء دچار اشکال است. ممکن است که به کمبود و نقص خود واقف نباشند و لذا غالبا حتی در موارد حاد دچار وازدگی و افسردگی نمی شوند.آفازی هدایتی:به علت ضایعات لوب تمپورال و یا پاریتال است که دسته قوسی ویا الیاف ارتباطی را نیز گرفتار می کند.سخن گفتن واضح است لیکن اطلاعاتی که بدست می آید کامل نیست و اختلالات پارافازیک شایع است.قادر به درک مطالب گفته شده و یا نوشته شده می باشد لیکن درخواندن مطالب دچار اشکال است.در تکرار لغات و عبارات دچار اشکال است بخصوص در تکرار عباراتی که شامل لغات کوچک دستوری است.نام بردن اشیاء مشکل است.قدرت در نوشتن مطالب مختل شده هر چند که شیوه نگارش ممکن است درست باشد.
آفازی در نام بردن اشیاء: این نوع آفازی به علت ضایعات کوچک گیروس زاویه ای آنسفالوپاتی های متابولیک ویا توکسیک و یا ضایعات کوچک فضا گیر که در منطقه ای دور از ناحیه تکلم قرار دارند دیده می شود. سخن گفتن واضح است لیکن اطلاعاتی که بیمار به دست می دهد ناقص و مبهم است و آن به علت اختلالات پارافازیکی است که وجود دارد. هر چند که این نوع آفازی را به جهت اشکال در نام بردن اشیاء می خوانند لیکن تنها یافته بالینی در این نوع آفازی نیست. قادر به درک کلمات گفته شده و نوشته شده می باشد. در ک مطالب و تکرار لغات و عبارات طبیعی می باشد.
آفازی کلی:این آفازی در ضایعات بزرگی که دو منطقه بروکا و ورنیکه را گرفتار می کند دیده می شود، همی پلژی (فلج یکطرفه) در این آفازی وجود داشته و به علاوه بیمار قادر به درک مطالب و صحبت کردن نمی باشد. این نوع آفازی مربوط به محدوده تغذیه ای شریان مغزی میانی دیده می شود.
مداومت بی اختیار:کودکی که مداومت بی اختیار در رفتار دارد به تکرار کاری که شروع کرده ادامه می دهد و به سختی می تواند آنرا تغییر داده و کار دیگری انجام دهد. برای مثال وقتی از کودکی خواسته می شود که حرف (آ) را سه بار بنویسد او تمام صفحه را با حرف (آ) پُرمی کند. این چنین کودکی گاهی نمی تواند فعالیت خود را متوقف کند و در کلاس پس از نوشتن و تکرار یک حرف در دفتر خود، چه بسا که بر روی نیمکت و دیوار نیز نوشتن آنرا ادامه می دهد.اختلالات مفهومی:کودکی با اختلالات مربوط به مفهوم سازی، به طور عادی قادر به سازمان دادن افکار و اشیاء نیست. این امر در نتیجه اختلال در توانمندی های شناختی است و روی مهارتهای فهم مطلب در خواندن و گوش دادن تاثیر می گذارد .یادگیری و تحصیل در دانش آموزان دارای آفازی:از متداول ترین مشکلات درصد قابل توجهی از دانش آموزان در یادگیری مفاهیم است. دانش آموزان مبتلا به آفازی عمدتاً دچار اختلال شدید در یادآوری، بازشناسی، و استفاده از علایم یادگیری هستند.از آنجا که در اکثر موارد انسان ها در یادگیری مسایل با علایم یادگیری ( سمبل ها ) سروکار دارند، آفازی ممکن است به سمبول های کلامی و نیز غیرکلامی ظاهر شود. مثل تشخیص ندادن رنگ چراغ های راهنمایی و رانندگی که خود یک نوع آفازی غیرکلامی است. ولی در عین حال با یادگیری ارتباط دارد. از جمله انواع مهم آفازی ها می توان از اختلال در درک و دادن پاسخ متناسب به سمبول های شنوایی و اختلال در درک و فهم سمبل های بینایی نام برد.
فراوانی این کودکان:طبق تحقیقات انجام گرفته بین یک تا سه درصد و حداکثر تا هفت درصد از کودکان دبستانی به نحوی نیاز به آموزش ویژه درمانی برای اصلاح و یا بهبود ناتوانی ویژه یادگیری دارند.
تشخیص: با توجه به اینکه این اختلال و علل بوجود آورنده آن از تنوع و پراکندگی زیادی برخوردار است متخصصان از روش های گوناگونی استفاده می کنند، که از این میان می توان به روش های عصب شناسی، روش های ادراکی بصری، روش های چند حسی، روش های ادراکی حرکتی اشاره کرد.شیوه آموزش:آموزش به این دانش آموزان به صورت انفرادی است و این شیوه ای است که با تدریس در کلاس های عادی کاملا متفاوت بوده و آموزش به فرد مستلزم تشخیص و ارزیابی جامع اختلالات دانش اموز خواهد بود.با توجه به پیچیدگی بسیار زیاد این اختلال در کودکان درک ویژگی ها و نیازهای خاص هر دانش آموز امری بسیار مهم و با اهمیت در درمان و آموزش و اصلاح مشکلات او تلقی می شود.چند سالی است که آموزش و پرورش استثنایی، مدارسی را تحت عنوان مدارس اختلالات ویژه ی یادگیری تاسیس نموده است و با استفاده از مربیان مجرب به آموزش و رفع این اختلال مبادرت می ورزند. با دانش آموز آفازیک باید هجا هجا و بخش بخش صحبت کرد چون میانگین طول گفتار این افراد بسیار کم است با گفتار تلگرافی زبان ارتباطی آنها را افزایش دهید.
تشخیص افتراقی:عقب مانده نیست ولی آسیب های یادگیری دارد.اوتیستیک نیست ولی منزوی است.در رشد زبان به شدت عقب مانده است.اختلال ادراکی دریک یا چند حس ولی نه تمام حواس دارد.اختلال در عملکرد شنیداری دارد.شیوه های درمان:علم به اینکه یک کودک طبیعی چگونه زبان می آموزد در گسترش توانایی ما برای تشخیص و درمان دشواریهای کلامی کودکان بسیار سودمند خواهد بود. از سوی دیگر، دانستن اینکه یک کودک طبیعی برای فراگیری زبان چه نیازهایی دارد،کار ما را در مطالعه اختلالات زبان کودکان استثنائی تسهیل خواهد نمود.مهمترین کمک در زمینه ناتوانیهای یادگیری از سوی روانشناسان صورت می گیرد به ویژه آنان که در زمینه رشد کودک و تئوریهای یادگیری دارای تخصص هستند. روانشناسان ضمن مشاهده، اخذ آزمون، نسبت به ارزشیابی و توصیف رفتار خارجی کودک می پردازند.
برای در نظر گرفتن مطلوب ترین راه درباره آموزش ناتوانی های یادگیری باید موارد زیر را به کار برد:تجزیه و تحلیل ماهیت تکالیفی که با استفاده از مواد یا روش های خواندن مورد نظر انجام می شود.تجزیه وتحلیل فراگردهای ذهنی وسبک های یادگیری کودک.تدارک انواع مواد آموزشی متناسب با نقاط ضعف و قدرت یادگیری کودک.

نوشته شده توسط admin در شنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۳ ساعت ۳:۵۷ ب.ظ

دیدگاه


+ 1 = سه